مولوی : رباعیات
رباعی ۹۴۱ - ای لاله بیا و از رخم رنگ آموز
ای لاله بیا و از رخم رنگ آموز
بابافغانی : رباعیات مستزاد
شماره ۱ - پیوسته مرا فلک جگر خون دارد
پیوسته مرا فلک جگر خون دارد
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۲۶۶ - ما از هوس روی بتان باز نیاییم
ما از هوس روی بتان باز نیاییم
اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
غریبی دردمندی نی نوازی
غریبی دردمندی نی نوازی
اوحدالدین کرمانی : الباب العاشر: البهاریات
شماره ۳۹ - دل وقت سماع بوی دلدار برد
دل وقت سماع بوی دلدار برد
صامت بروجردی : کتاب المراثی و المصائب
شمارهٔ ۲۸ - زبان حال زینب خاتون(ع)
ای لب عطشان به نزد آب حسین جان
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۲۰۳ - آن را که فلک به دوستی بردارد
آن را که فلک به دوستی بردارد
صفای اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۱۸ - دل بردی از من به یغما ای ترک غارتگر من
دل بردی از من به یغما ای ترک غارتگر من
جمال‌الدین عبدالرزاق : مقطعات
شمارهٔ ۱۳۱ - دعا و ثنا
ای بر میان چرخ کمر از وفای تو
خاقانی : رباعیات
شماره ۵۵ - در پیش رخ تو ماه را تاب کجاست
در پیش رخ تو ماه را تاب کجاست
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۸۲۷ - مستان چشم اویم از ما خمار ناید
مستان چشم اویم از ما خمار ناید
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۳۵۲ - دامن گل ز ابر پر گهر است
دامن گل ز ابر پر گهر است
رشیدالدین میبدی : ۹- سورة التوبة- مدنیة
۱ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: بَراءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ. و عید کافران است و تهدید بیگانگان، و سرانجام کفر ایشان فراق جاویدان و حسرت بیکران، درخت نومیدى ببر آمده و اشخاص بیزارى بدر آمده، چه سود دارد اکنون زارى، که خداى حکم کرد به بیزارى، اینست فضیحت و رسوایى، ماتم بیگانگى و مصیبت جدایى، امروز خسته زخم قطیعت، فردا سوخته آتش عقوبت، امروز عذاب و خزى، وَ أَنَّ اللَّهَ مُخْزِی الْکافِرِینَ و فردا حسرت، اخْسَؤُا فِیها وَ لا تُکَلِّمُونِ، امروز سیاست، فَاقْتُلُوا الْمُشْرِکِینَ، و فردا زقوم و حمیم و غسلین. مسکین آدمى که پیوسته در غفلت است یا در طاعت یا فترت است، نداند که سرانجام کار وى چیست. آشنایى است یا بیگانگى در غفلت و معصیت مى‏زید، و این نشان بدبختى است، حرام میخورد و بخسران دین رضا میدهد، و این نشان بیزارى است، در فرمان شرع سستى و با نهى حقّ ناپاکى، و این نشان شوخى است. بیچاره آدمى بیدار آن گه شود که نبود هر چه بودنى است، پند آن گه پذیرد که باو رسد هر چه رسیدنى است، نمیداند که هر چه کشت رستنى است، و هر چه رست درودنى است، یموت الرّجل على ما عاش علیه و یحشر على ما مات علیه.
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۲۲۵ - ای شمع تک وتاز نفس ‌گرد سفر شد
ای شمع تک وتاز نفس ‌گرد سفر شد
عطار نیشابوری : باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن
شماره ۴۵ - ای گم شده از جای به صد جای پدید
ای گم شده از جای به صد جای پدید
انوری : مقطعات
شمارهٔ ۱۹۲ - در علو همت خود گوید
من واین نفس که با قحبهٔ رعنای جهان
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۳ - جان برخی آنروز که آن در خوشاب
جان برخی آنروز که آن در خوشاب
شیخ بهایی : رباعیات
رباعی ۴۴ - از نالهٔ عشاق، نوایی بردار
از نالهٔ عشاق، نوایی بردار
سعدی : باب دهم در مناجات و ختم کتاب
حکایت بت پرست نیازمند
مغی در به روی از جهان بسته بود
عطار نیشابوری : باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق
شماره ۶۳ - گه لعلِ تو از قند دلم خواهد تافت
گه لعلِ تو از قند دلم خواهد تافت