حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۷۵ - راحت روح شاهدست و شراب
راحت روح شاهدست و شراب کمالالدین اسماعیل : غزلیات
شماره ۱۲۱ - جانرا چو نیت وصل تو حاصل کجا برم؟
جانرا چو نیت وصل تو حاصل کجا برم؟ مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۳۸۷ - نالنده تر از نایم در قلعه نای
نالنده تر از نایم در قلعه نای هجویری : باب المحبّة و ما یتعلّق بها
کشفُ الحجاب السّادس فی الزّکوة
قوله، تعالی:«و أقیمُوا الصَّلوةَ و اتُوا الزّکوةَ (۴۳/البقره).» رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۷۷ - سعدی شیرازی نَوَّرَ اللّهُ روحه
وهو شیخ شرف الدین مصلح بن عبداللّه. بعضی مصلح الدین گفتهاند. از اکابر صوفیه و اعاظم این طایفه است. در فضایل صوری و معنوی و کمالات عقلی و نقلی وحید زمان خود بوده و مدتهای بسیار در اقالیم سبعه سیاحت نموده و به خدمت بسیاری از عرفا و علمای عهد رسیده و مولانا جلال الدین محمد رومی را در روم دیده و با امیرخسرو در هند صحبت داشته و بارها به مکه پیاده رفته وسالها در بیت المقدس و شام سقایی کرده و به صحبت خضرؑرسیده. ارادت به شیخ شهاب الدین سهروردی داشته. غالباً با شیخ عبدالقادر ملاقات کرده. در سومنات رفته، بت بزرگ آنها را شکسته. مدت صد و دو سال عمر یافته و بعد از دوازده سالگی سی سال تحصیل کرده. سی سال مسافرت کرده و سی سال در همان مکان که اکنون مدفون است انزوا داشته و عبادت میکرده. در بعضی کتب کرامات آن جناب را ثبت کردهاند و مشهور است. ظهورش در زمان سعدبن زنگی بوده و به سبب خصوصیت به اتابک مذکور، سعدی تخلص فرموده. اباقاخان و صاحبدیوان از معتقدین شیخ بودهاند و او را تکریم و تحریم فرمودهاند. کمالات و حالاتش مستغنی از بیان است و دیوان شریفش مشهور و در آن اشعاری که مملو از نکات طریقت و آیات حقیقت است مجملی در این سفینه نگاشته میشود. بالجمله وفات شیخ در سنهٔ ۶۹۱ مضجعش در خارج حصار شیراز زیارتگاه اهل نیاز است: ابوالحسن فراهانی : قطعات
شماره ۲۷ - کارم چنان نبسته که روز وصال یار
کارم چنان نبسته که روز وصال یار قاسم انوار : غزلیات
شماره ۴۰۸ - بآرزوی تو در خاک می روم، در خاک
بآرزوی تو در خاک می روم، در خاک مولوی : دفتر دوم
بخش ۸۷ - بیان حال خودپرستان و ناشکران در نعمت وجود انبیا و اولیا علیهم السلام
هر که زایشان گفت از عیب و گناه سنایی غزنوی : الباب الرّابع: فی صفة العقل و احواله وافعاله و غایة عنایته و سبب وجوده
در ذکر قوای حاسّه و حافظه
نفس کو مر ترا چو جان دارست امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۵۷۶ - گفتی که بدین زاری از بهر که می میری
گفتی که بدین زاری از بهر که می میری رضاقلی خان هدایت : روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما
بخش ۴۵ - سنائی غزنوی قُدِّسَ سِرُّه
و هُوَ شیخ الحکیم العارف الکامل ابوالمجد مجدود بن آدم الغزنوی. از اعاظم محققین و افاخم مدققین است. عم زادهٔ رضی الدین لالای غزنوی است و مرید شیخ ابویوسف یعقوب همدانی. ظهورش در زمان سلاطین غزنویّه و مدتها مداح سلطان ابراهیم غزنوی بوده. سبب انتباهش در کتب، مسطور و در افواه مذکور. وی را بین الحکما و العرفا پایهٔ اعلی و کمالش از کلامش پیداست. بهرام شاه غزنوی خواست که همشیرهٔ خود را به وی دهد،ابا فرمود و قبول ننمود. مولوی معنوی در شأن او گفته: اثیر اخسیکتی : غزلیات
شماره ۱۲۸ - خیز تا دست طرب یکدم، بجام می زنیم
خیز تا دست طرب یکدم، بجام می زنیم رضاقلی خان هدایت : روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما
بخش ۶۰ - طالب جاجرمی
از اهل جاجرم و جاجرم از توابع بسطام است. اما مشارالیه سی سال در شیراز به سر برده. ارادت جناب شیخ نورالدین آذری طوسی را گزیده و در گوشهٔ انزوا خزیده. مثنوی گوی و چوگان به نام سلطان عبداللّه بن ابراهیم بن شاهرخ میرزا منظوم نموده. در سنهٔ ۸۸۴ وفات یافته. در مقبرهٔ خواجه حافظ شیرازی مدفون گردیده. این رباعی از اشعار اوست: شاه نعمتالله ولی : رباعیات
رباعی ۱۴۶ - محبوب جمال خود به آدم بخشید
محبوب جمال خود به آدم بخشید شاه نعمتالله ولی : رباعیات
رباعی ۱۴۸ - در هر آنی مرا عطائی بخشید
در هر آنی مرا عطائی بخشید حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۹۸۵ - گر بگویم که شد از نورِ تجلّی روشن
گر بگویم که شد از نورِ تجلّی روشن اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۷۵۶ - حرفی از شعله خویت به زبان می آرم
حرفی از شعله خویت به زبان می آرم سنایی غزنوی : الباب الاوّل: در توحید باری تعالی
فیاطّلاعه علی ضمائرالعباد
دانش او رهی رعایت کن نجمالدین رازی : باب دوم
فصل چهارم
قالالله تعالی: «انی خالق بشرا من طین». ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٧۶٨ - گفتم دلا توئیکه همه عمر بوده ئی
گفتم دلا توئیکه همه عمر بوده ئی
شماره ۷۵ - راحت روح شاهدست و شراب
راحت روح شاهدست و شراب کمالالدین اسماعیل : غزلیات
شماره ۱۲۱ - جانرا چو نیت وصل تو حاصل کجا برم؟
جانرا چو نیت وصل تو حاصل کجا برم؟ مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۳۸۷ - نالنده تر از نایم در قلعه نای
نالنده تر از نایم در قلعه نای هجویری : باب المحبّة و ما یتعلّق بها
کشفُ الحجاب السّادس فی الزّکوة
قوله، تعالی:«و أقیمُوا الصَّلوةَ و اتُوا الزّکوةَ (۴۳/البقره).» رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۷۷ - سعدی شیرازی نَوَّرَ اللّهُ روحه
وهو شیخ شرف الدین مصلح بن عبداللّه. بعضی مصلح الدین گفتهاند. از اکابر صوفیه و اعاظم این طایفه است. در فضایل صوری و معنوی و کمالات عقلی و نقلی وحید زمان خود بوده و مدتهای بسیار در اقالیم سبعه سیاحت نموده و به خدمت بسیاری از عرفا و علمای عهد رسیده و مولانا جلال الدین محمد رومی را در روم دیده و با امیرخسرو در هند صحبت داشته و بارها به مکه پیاده رفته وسالها در بیت المقدس و شام سقایی کرده و به صحبت خضرؑرسیده. ارادت به شیخ شهاب الدین سهروردی داشته. غالباً با شیخ عبدالقادر ملاقات کرده. در سومنات رفته، بت بزرگ آنها را شکسته. مدت صد و دو سال عمر یافته و بعد از دوازده سالگی سی سال تحصیل کرده. سی سال مسافرت کرده و سی سال در همان مکان که اکنون مدفون است انزوا داشته و عبادت میکرده. در بعضی کتب کرامات آن جناب را ثبت کردهاند و مشهور است. ظهورش در زمان سعدبن زنگی بوده و به سبب خصوصیت به اتابک مذکور، سعدی تخلص فرموده. اباقاخان و صاحبدیوان از معتقدین شیخ بودهاند و او را تکریم و تحریم فرمودهاند. کمالات و حالاتش مستغنی از بیان است و دیوان شریفش مشهور و در آن اشعاری که مملو از نکات طریقت و آیات حقیقت است مجملی در این سفینه نگاشته میشود. بالجمله وفات شیخ در سنهٔ ۶۹۱ مضجعش در خارج حصار شیراز زیارتگاه اهل نیاز است: ابوالحسن فراهانی : قطعات
شماره ۲۷ - کارم چنان نبسته که روز وصال یار
کارم چنان نبسته که روز وصال یار قاسم انوار : غزلیات
شماره ۴۰۸ - بآرزوی تو در خاک می روم، در خاک
بآرزوی تو در خاک می روم، در خاک مولوی : دفتر دوم
بخش ۸۷ - بیان حال خودپرستان و ناشکران در نعمت وجود انبیا و اولیا علیهم السلام
هر که زایشان گفت از عیب و گناه سنایی غزنوی : الباب الرّابع: فی صفة العقل و احواله وافعاله و غایة عنایته و سبب وجوده
در ذکر قوای حاسّه و حافظه
نفس کو مر ترا چو جان دارست امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۵۷۶ - گفتی که بدین زاری از بهر که می میری
گفتی که بدین زاری از بهر که می میری رضاقلی خان هدایت : روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما
بخش ۴۵ - سنائی غزنوی قُدِّسَ سِرُّه
و هُوَ شیخ الحکیم العارف الکامل ابوالمجد مجدود بن آدم الغزنوی. از اعاظم محققین و افاخم مدققین است. عم زادهٔ رضی الدین لالای غزنوی است و مرید شیخ ابویوسف یعقوب همدانی. ظهورش در زمان سلاطین غزنویّه و مدتها مداح سلطان ابراهیم غزنوی بوده. سبب انتباهش در کتب، مسطور و در افواه مذکور. وی را بین الحکما و العرفا پایهٔ اعلی و کمالش از کلامش پیداست. بهرام شاه غزنوی خواست که همشیرهٔ خود را به وی دهد،ابا فرمود و قبول ننمود. مولوی معنوی در شأن او گفته: اثیر اخسیکتی : غزلیات
شماره ۱۲۸ - خیز تا دست طرب یکدم، بجام می زنیم
خیز تا دست طرب یکدم، بجام می زنیم رضاقلی خان هدایت : روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما
بخش ۶۰ - طالب جاجرمی
از اهل جاجرم و جاجرم از توابع بسطام است. اما مشارالیه سی سال در شیراز به سر برده. ارادت جناب شیخ نورالدین آذری طوسی را گزیده و در گوشهٔ انزوا خزیده. مثنوی گوی و چوگان به نام سلطان عبداللّه بن ابراهیم بن شاهرخ میرزا منظوم نموده. در سنهٔ ۸۸۴ وفات یافته. در مقبرهٔ خواجه حافظ شیرازی مدفون گردیده. این رباعی از اشعار اوست: شاه نعمتالله ولی : رباعیات
رباعی ۱۴۶ - محبوب جمال خود به آدم بخشید
محبوب جمال خود به آدم بخشید شاه نعمتالله ولی : رباعیات
رباعی ۱۴۸ - در هر آنی مرا عطائی بخشید
در هر آنی مرا عطائی بخشید حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۹۸۵ - گر بگویم که شد از نورِ تجلّی روشن
گر بگویم که شد از نورِ تجلّی روشن اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۷۵۶ - حرفی از شعله خویت به زبان می آرم
حرفی از شعله خویت به زبان می آرم سنایی غزنوی : الباب الاوّل: در توحید باری تعالی
فیاطّلاعه علی ضمائرالعباد
دانش او رهی رعایت کن نجمالدین رازی : باب دوم
فصل چهارم
قالالله تعالی: «انی خالق بشرا من طین». ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٧۶٨ - گفتم دلا توئیکه همه عمر بوده ئی
گفتم دلا توئیکه همه عمر بوده ئی