صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۴۸۰ - نه زر و سیم و نه لعل و نه گهر خواهد ماند
نه زر و سیم و نه لعل و نه گهر خواهد ماند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۳۷۲ - جان ما تاب زهر زلف پریشان نخورد
جان ما تاب زهر زلف پریشان نخورد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۰۱۵ - خمار باده مهر دوستان را کینه می سازد
خمار باده مهر دوستان را کینه می سازد عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۵ - در حضرت توحید پس و پیش مدان
در حضرت توحید پس و پیش مدان عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۳ - در سایهٔ فقر صد جهان، وانهمه هیچ
در سایهٔ فقر صد جهان، وانهمه هیچ عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شماره ۵۴ - چون نور منوّرِ سُبُل یابی باز
چون نور منوّرِ سُبُل یابی باز شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۸۰۱ - تا نگوئی که خواجه مالش ماند
تا نگوئی که خواجه مالش ماند مولوی : رباعیات
رباعی ۱۷۷۴ - ای خورشیدی که چهره افروختهای
ای خورشیدی که چهره افروختهای مولوی : رباعیات
رباعی ۱۷۶۸ - ای آنکه به لطف دلستان همهای
ای آنکه به لطف دلستان همهای مولوی : رباعیات
رباعی ۷۶۴ - عشق تو بهر صومعه مستی دارد
عشق تو بهر صومعه مستی دارد مولوی : رباعیات
رباعی ۲۴۴ - بر من در وصل بسته میدارد دوست
بر من در وصل بسته میدارد دوست عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۵۶
عیب و عار در عالم عشق ممتنع الوجود است اگر پادشاه با گلخنی عشق آرد عیب نیست و اگر گدائی بر پادشاهی عشق بازد عیب نیست زیرا که عموم خلائق از آنجا که ذُروۀ اوج علوی ملکی است تا اینجا که حضیض سفلی شیطانیست همه عاشق کمال خودند برای ادراک اسرار غیب و روا بود که ایجاد همه را سبب همین بوده باشد وَلِذلِکَ خَلَقُهم. تا سر کُنْتُ کَنزاً مَخْفِیاً لَمْ اُعرَف ظاهرشود و آنچه در نوادر حکم نوشتست که بواسطۀ کتابت یک کلمۀ حیات و قدرت و علم و سمع و بصرو ارادت کاتب بی هیچ تاملی در دل بینندۀ این کلمۀ مکتوبه پدید آید بدین معنی قریبست: مولوی : دفتر سوم
بخش ۸۹ - نمودن مثال هفت شمع سوی ساحل
هفت شمع از دور دیدم ناگهان مولوی : رباعیات
رباعی ۹۳ - بیجام در این دور شرابست شراب
بیجام در این دور شرابست شراب مولوی : رباعیات
رباعی ۵۵ - عشق تو بکشت ترکی و تازی را
عشق تو بکشت ترکی و تازی را سعیدا : غزلیات
شماره ۱۶۴ - ز عالمش چه خبر آن که او پریشان نیست
ز عالمش چه خبر آن که او پریشان نیست سعیدا : غزلیات
شماره ۳۲۷ - چشم او را نگذارید که هشیار شود
چشم او را نگذارید که هشیار شود سعیدا : غزلیات
شماره ۲۱۰ - مرا ز حلقهٔ آن در به در پسند مباد
مرا ز حلقهٔ آن در به در پسند مباد سعیدا : غزلیات
شماره ۲۱۲ - شیخ گر از سنت و فرضانه می یابد مراد
شیخ گر از سنت و فرضانه می یابد مراد سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شماره ۱۲۹ - خواجه بفزود ولیکن بدرم
خواجه بفزود ولیکن بدرم
غزل ۳۴۸۰ - نه زر و سیم و نه لعل و نه گهر خواهد ماند
نه زر و سیم و نه لعل و نه گهر خواهد ماند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۳۷۲ - جان ما تاب زهر زلف پریشان نخورد
جان ما تاب زهر زلف پریشان نخورد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۰۱۵ - خمار باده مهر دوستان را کینه می سازد
خمار باده مهر دوستان را کینه می سازد عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۵ - در حضرت توحید پس و پیش مدان
در حضرت توحید پس و پیش مدان عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۳ - در سایهٔ فقر صد جهان، وانهمه هیچ
در سایهٔ فقر صد جهان، وانهمه هیچ عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شماره ۵۴ - چون نور منوّرِ سُبُل یابی باز
چون نور منوّرِ سُبُل یابی باز شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۸۰۱ - تا نگوئی که خواجه مالش ماند
تا نگوئی که خواجه مالش ماند مولوی : رباعیات
رباعی ۱۷۷۴ - ای خورشیدی که چهره افروختهای
ای خورشیدی که چهره افروختهای مولوی : رباعیات
رباعی ۱۷۶۸ - ای آنکه به لطف دلستان همهای
ای آنکه به لطف دلستان همهای مولوی : رباعیات
رباعی ۷۶۴ - عشق تو بهر صومعه مستی دارد
عشق تو بهر صومعه مستی دارد مولوی : رباعیات
رباعی ۲۴۴ - بر من در وصل بسته میدارد دوست
بر من در وصل بسته میدارد دوست عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۵۶
عیب و عار در عالم عشق ممتنع الوجود است اگر پادشاه با گلخنی عشق آرد عیب نیست و اگر گدائی بر پادشاهی عشق بازد عیب نیست زیرا که عموم خلائق از آنجا که ذُروۀ اوج علوی ملکی است تا اینجا که حضیض سفلی شیطانیست همه عاشق کمال خودند برای ادراک اسرار غیب و روا بود که ایجاد همه را سبب همین بوده باشد وَلِذلِکَ خَلَقُهم. تا سر کُنْتُ کَنزاً مَخْفِیاً لَمْ اُعرَف ظاهرشود و آنچه در نوادر حکم نوشتست که بواسطۀ کتابت یک کلمۀ حیات و قدرت و علم و سمع و بصرو ارادت کاتب بی هیچ تاملی در دل بینندۀ این کلمۀ مکتوبه پدید آید بدین معنی قریبست: مولوی : دفتر سوم
بخش ۸۹ - نمودن مثال هفت شمع سوی ساحل
هفت شمع از دور دیدم ناگهان مولوی : رباعیات
رباعی ۹۳ - بیجام در این دور شرابست شراب
بیجام در این دور شرابست شراب مولوی : رباعیات
رباعی ۵۵ - عشق تو بکشت ترکی و تازی را
عشق تو بکشت ترکی و تازی را سعیدا : غزلیات
شماره ۱۶۴ - ز عالمش چه خبر آن که او پریشان نیست
ز عالمش چه خبر آن که او پریشان نیست سعیدا : غزلیات
شماره ۳۲۷ - چشم او را نگذارید که هشیار شود
چشم او را نگذارید که هشیار شود سعیدا : غزلیات
شماره ۲۱۰ - مرا ز حلقهٔ آن در به در پسند مباد
مرا ز حلقهٔ آن در به در پسند مباد سعیدا : غزلیات
شماره ۲۱۲ - شیخ گر از سنت و فرضانه می یابد مراد
شیخ گر از سنت و فرضانه می یابد مراد سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شماره ۱۲۹ - خواجه بفزود ولیکن بدرم
خواجه بفزود ولیکن بدرم