مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۱۲
آن که بی‌باده کند جان مرا مست کجاست؟
سعدی : غزلیات
غزل ۱۳۶
ای دیدنت آسایش و خندیدنت آفت
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل شمارهٔ ۶۵
روزگار از رخ تو شمعی ساخت
مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۸۳۷
هله عاشقان بشارت، که نماند این جدایی
قاسم انوار : غزلیات
شمارهٔ ۳۳۷
دل ما باده طلب کرد و شرابش برسید
رشیدالدین میبدی : ۲۵- سورة الفرقان- مکیة
۱ - النوبة الثانیة
این سوره الفرقان مکّى است مگر سه آیت که بمدینه فرو آمد بقول ابن عبّاس و قتاده: وَ الَّذِینَ لا یَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ تا آخر سه آیت. و این سوره سه هزار و هفتصد و سى و سه حرف است، و هشتصد و نود و دو کلمه و هفتاد و هفت آیت. و درین سوره دو آیت منسوخ است بآیت سیف بقول بعضى از مفسران یکى: وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً. دیگر آنست: وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِراماً. و در فضیلت این سوره ابىّ کعب روایت کند از مصطفى (ص) قال: «من قرأ سورة الفرقان بعث یوم القیمة و هو مومن، انّ الساعة آتیة لا ریب فیها و انّ اللَّه یبعث من فى القبور و دخل الجنّة بغیر حساب».
فروغ فرخزاد : اسیر
گریز و درد
رفتم ، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت
وحشی بافقی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۳
مجنون که کمال عشق و حیرانی داشت
امیرخسرو دهلوی : مثنویات
شمارهٔ ۱۴ - مناجات
من که به حکم تو درین کارگاه
کمال خجندی : غزلیات
شمارهٔ ۶۵۴
دل چه کند سرو و تماشای باغ
مولوی : دفتر دوم
بخش ۵۵ - عذر گفتن دلقک با سید اجل کی چرا فاحشه را نکاح کرد
گفت با دلقک شبی سید اجل
آذر بیگدلی : رباعیات
شمارهٔ ۹۱
این پرده که نقش چین خجل کرده نگر
مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۹۲
زهی باغ زهی باغ که بشکفت ز بالا
قدسی مشهدی : غزلیات
شمارهٔ ۳۶۲
زخم ناخن کی برآرد مدعای سینه‌ام؟
صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۷۲۴
نادان ز حرص درتب و تاب است بیشتر
مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۸۹
اگر تو مست وصالی، رخ تو ترش چراست؟
بلند اقبال : بخش سوم
بخش ۵۲ - حکایت
همان طایری را که خوانند بوم
اسیر شهرستانی : غزلیات
شمارهٔ ۳۸۳
می کشیدی و نگه سیر چمن یاد گرفت
مجد همگر : رباعیات
شمارهٔ ۱۸۳
هر روز زمانه را ز نو بازاریست
اسیر شهرستانی : غزلیات
شمارهٔ ۶۶۲
حیا پرورد نازی از دل اندوهگین مگذر