فریدون مشیری : از دیار آتشی
دست هامان نرسیده ست به هم ...
از دل و دیده،گرامی تر هم ناصرخسرو : سفرنامه
بخش ۲۴ - صیدا
پس از آن به شهر صیدا رسیدیم هم بر لب دریا. نیشکر بسیار کشته بودند. و باره ای سنگین محکم دارد و سه دروازه و مسجد آدینه خوب با روحی تمام. همه مسجد حصیرهای منقش انداخته و بازاری نیکو آراسته چنان که چون آن بدیدم گمان بردم که شهر را بیاراستند قدوم سلطان را یا بشارتی رسیده است. چون پرسیدم گفتند رسم این شهر همیشه چون باشد. و باغستان و اشجار آن چنان بود که گویی پادشاهی ساخته است به هوس، و کوشکی در آن برآورده و بیش تر درختها پربار بود. سیدعلی حسینی خامنه ای : یادداشت ها
در بازدید از آرامگاه فردوسی
بسماللهالرحمنالرحیم نشاط اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۲۰ - گر آزرده گر مبتلا می پسندد
گر آزرده گر مبتلا می پسندد حافظ : غزلیات
غزل ۳۳۲ - مزن بر دل ز نوک غمزه ی تیرم
مزن بر دل ز نوک غمزه ی تیرم ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٢٧٣ - خرد را دوش میگفتم بخلوت
خرد را دوش میگفتم بخلوت جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۱۹۵ - گر کشم بار کسی هم بار تو
گر کشم بار کسی هم بار تو سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۳۰ - سایه از بی تابیم سیلی زند مهتاب را
سایه از بی تابیم سیلی زند مهتاب را صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۹۴۴ - هنگام بازگشت است، نه وقت سیر و گشت است
هنگام بازگشت است، نه وقت سیر و گشت است غروی اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۲۳ - صنما بجان نثاران ز چه رو نظر نداری
صنما بجان نثاران ز چه رو نظر نداری اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
به چشم او نه نور و نی سرور است
به چشم او نه نور و نی سرور است ظهیرالدین فاریابی : قطعات
شماره ۳۴ - پناه ملت اسلام مجد دولت و دین
پناه ملت اسلام مجد دولت و دین محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۲۸ - شبی که میفکند بی تو در دلم الم آتش
شبی که میفکند بی تو در دلم الم آتش سیدعلی حسینی خامنه ای : غزلیات
از سر ره - تا غبار افشاند جان - برخاستم
از سر ره - تا غبار افشاند جان - برخاستم فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۸ - نفی قیل و قال کم کن ای که خواهی حالها
نفی قیل و قال کم کن ای که خواهی حالها اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۱۷۸ - دارم سر آنک با سرِ رشته شوم
دارم سر آنک با سرِ رشته شوم سرایندهٔ فرامرزنامه : فرامرزنامه
بخش ۱۴۶ - نهادن فرامرز،پر سیمرغ را برآتش
بیاورد پس مهتر تیز ویر مولوی : رباعیات
رباعی ۱۸۸۴ - رفتم بر یار از سر سر دستی
رفتم بر یار از سر سر دستی آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۱۸۶ - روز قیامت است که امشب بپای خاست
روز قیامت است که امشب بپای خاست سعیدا : غزلیات
شماره ۶۱ - در میان ما و او شد حسن بی پروا نقاب
در میان ما و او شد حسن بی پروا نقاب
دست هامان نرسیده ست به هم ...
از دل و دیده،گرامی تر هم ناصرخسرو : سفرنامه
بخش ۲۴ - صیدا
پس از آن به شهر صیدا رسیدیم هم بر لب دریا. نیشکر بسیار کشته بودند. و باره ای سنگین محکم دارد و سه دروازه و مسجد آدینه خوب با روحی تمام. همه مسجد حصیرهای منقش انداخته و بازاری نیکو آراسته چنان که چون آن بدیدم گمان بردم که شهر را بیاراستند قدوم سلطان را یا بشارتی رسیده است. چون پرسیدم گفتند رسم این شهر همیشه چون باشد. و باغستان و اشجار آن چنان بود که گویی پادشاهی ساخته است به هوس، و کوشکی در آن برآورده و بیش تر درختها پربار بود. سیدعلی حسینی خامنه ای : یادداشت ها
در بازدید از آرامگاه فردوسی
بسماللهالرحمنالرحیم نشاط اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۲۰ - گر آزرده گر مبتلا می پسندد
گر آزرده گر مبتلا می پسندد حافظ : غزلیات
غزل ۳۳۲ - مزن بر دل ز نوک غمزه ی تیرم
مزن بر دل ز نوک غمزه ی تیرم ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٢٧٣ - خرد را دوش میگفتم بخلوت
خرد را دوش میگفتم بخلوت جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۱۹۵ - گر کشم بار کسی هم بار تو
گر کشم بار کسی هم بار تو سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۳۰ - سایه از بی تابیم سیلی زند مهتاب را
سایه از بی تابیم سیلی زند مهتاب را صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۹۴۴ - هنگام بازگشت است، نه وقت سیر و گشت است
هنگام بازگشت است، نه وقت سیر و گشت است غروی اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۲۳ - صنما بجان نثاران ز چه رو نظر نداری
صنما بجان نثاران ز چه رو نظر نداری اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
به چشم او نه نور و نی سرور است
به چشم او نه نور و نی سرور است ظهیرالدین فاریابی : قطعات
شماره ۳۴ - پناه ملت اسلام مجد دولت و دین
پناه ملت اسلام مجد دولت و دین محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۲۸ - شبی که میفکند بی تو در دلم الم آتش
شبی که میفکند بی تو در دلم الم آتش سیدعلی حسینی خامنه ای : غزلیات
از سر ره - تا غبار افشاند جان - برخاستم
از سر ره - تا غبار افشاند جان - برخاستم فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۸ - نفی قیل و قال کم کن ای که خواهی حالها
نفی قیل و قال کم کن ای که خواهی حالها اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۱۷۸ - دارم سر آنک با سرِ رشته شوم
دارم سر آنک با سرِ رشته شوم سرایندهٔ فرامرزنامه : فرامرزنامه
بخش ۱۴۶ - نهادن فرامرز،پر سیمرغ را برآتش
بیاورد پس مهتر تیز ویر مولوی : رباعیات
رباعی ۱۸۸۴ - رفتم بر یار از سر سر دستی
رفتم بر یار از سر سر دستی آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۱۸۶ - روز قیامت است که امشب بپای خاست
روز قیامت است که امشب بپای خاست سعیدا : غزلیات
شماره ۶۱ - در میان ما و او شد حسن بی پروا نقاب
در میان ما و او شد حسن بی پروا نقاب