سعدی : مثنویات
شماره ۱۴ - چه رند پریشان شوریده بخت
چه رند پریشان شوریده بخت
ملک‌الشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۱۶ - فتنه بیدار شد
یارم از خوابگاه من برخاست
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۶۲ - باز خدنگ شوق زد عشق در آب و خاک ما
باز خدنگ شوق زد عشق در آب و خاک ما
فضولی : غزلیات
شماره ۱۳۱ - خوش آن که در نظرم عارض نکوی تو باشد
خوش آن که در نظرم عارض نکوی تو باشد
صفای اصفهانی : قصاید
شمارهٔ ۱۵ - در تهنیت عید مولود ناصر الدینشاه
یکی مر است بمشکوی از سعادت حال
سعدی : رباعیات
رباعی ۹۲ - ای بی‌تو فراخای جهان بر ما تنگ
ای بی‌تو فراخای جهان بر ما تنگ
فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۱۳۱ - عید مولود علی را تا شه والا گرفت
عید مولود علی را تا شه والا گرفت
هجویری : بابٌ فی فرقِ فِرَقهم و مذاهِبهم و آیاتِهم و مقاماتِهم و حکایاتِهم
امّا الخّرازیّة
تولا خرازیان به ابی سعید خراز رضی اللّه عنه کنند و وی را اندر طریقت تصانیف از هراست و اندر تجرید و انقطاع شأنی عظیم داشت و ابتدای عبارات از حال فنا و بقا او کرد و طریقت خود را جمله اندر این دو عبارت مضمر گردانید. اکنون من معنی آن بگویم و غلط‌های گروهی اندر آن بیارم تا بدانی که مذهب وی چیست و مقصود این طایفه از این دو عبارت متداول چیست.
قوامی رازی : دیوان اشعار
شمارهٔ ۶۵ - در غزل است
همه ای دل بلای ما خواهی
وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۹۴ - قرعه دولت زدم ، یاری و اقبال هست
قرعه دولت زدم ، یاری و اقبال هست
کمال‌الدین اسماعیل : غزلیات
شماره ۸۶ - یا رب! این بچّۀ ترکان چه ز ما می خواهند؟
یا رب! این بچّۀ ترکان چه ز ما می خواهند؟
ترانه های کودکانه : بخش اول
کوزه گر
چرخی بزن ای چرخ گردنده
جامی : لیلی و مجنون
بخش ۴۴ - بیمار شدن شوهر لیلی و وفات یافتن وی با داغ محرومی از وصال لیلی
نیرنگ زن بیاض این راز
نهج البلاغه : نامه ها
نامه به زياد بن ابيه در مورد مصرف بیت المال
و من كتاب له عليه‌السلام إلى زياد ابن أبيه و هو خليفة عامله عبد الله بن عباس على البصرة و عبد الله عامل أمير المؤمنين يومئذ عليها و على كور الأهواز و فارس و كرمان و غيرها
وحشی بافقی : ترجیعات
ترجیع بند - ما گوشه نشینان خرابات الستیم
ساقی بده آن باده که اکسیر وجود است
سعدی : قطعات
شماره ۹۳ - بدین الحان داودی عجب نیست
بدین الحان داودی عجب نیست
فریدون مشیری : بهار را باورکن
حصار
خوش گرفتی از من بیدل سراغ
جامی : دفتر دوم
بخش ۴۹ - قصه آن جوان که بر دختر عم عاشق شد و در عشق وی نام دزدی بر خود نهاد و ناموس عم نگاه داشت و بدان سبب به مقصود رسید
نوجوانی نخورده نشتر غم
طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۶۱ - مرا در سینه دل چون نافه تا پر خون نخواهد شد
مرا در سینه دل چون نافه تا پر خون نخواهد شد
ملک‌الشعرای بهار : ارمغان بهار
فقرۀ ۸
هرکه با تو به خشم وکین رود هرآینه از وی دور باش‌