شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۷۶
هر کرا درد نیست درمان نیست
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۴۵۶
می حلالت باد اگر در بزم رندان خورده ای
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۸۵
عشق است که وارسته ز نقصان و کمالست
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۵
به سر خواجه کلان که مرا
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۳۸۱
رند و جام شراب خوش خوش بو
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۹۸
همه عالم تن است و او جان است
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۳۴
همه عالم ظهور حضرت اوست
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۶۹۰
عقل هر دم که در سرود آید
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۲۲۱
هر دمی نقش خیالی می نگارد نور چشم
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۲۴
زاهد دگر از خلوت تقوی به درافتاد
سعدی : باب دهم در مناجات و ختم کتاب
حکایت بت پرست نیازمند
مغی در به روی از جهان بسته بود
نظامی گنجوی : شرف نامه
بخش ۶۱ - بیرون آمدن اسکندر از ظلمات
بیا ساقی آن می‌که او دلکشست
انوری : مقطعات
شمارهٔ ۳۷۵ - معما
علم آصف گنج قارون صبر ایوب رسول
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۴
عقل برو برو برو عشق بیا بیا بیا
مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۸۰۸
گرچه در مستی خسی را تو مراعاتی کنی
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۲۰۸
نو فروشان کهنه پوشانیم
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۸۰۱
تا نگوئی که خواجه مالش ماند
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۳۹
بنده ایم و عابد و معبود اوست
مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۳۰۳
ناگاه درافتادم زان قصر و سراپرده
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۹۲
چشم عالم روشن از نور خداست