محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۶۳ - کنون که خنجر بیداد یار خونریز است
کنون که خنجر بیداد یار خونریز است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۷۷۰ - فلک یک حلقه چشم است اگر صاحب نظر باشی
فلک یک حلقه چشم است اگر صاحب نظر باشی بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۶۲۸ - نیست محروم تماشا جوهر اندر آینه
نیست محروم تماشا جوهر اندر آینه بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۳۹۰ - صفای دل به چراغ بقا دهد روغن
صفای دل به چراغ بقا دهد روغن قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۳۳۶ - چه شعلهها زده سر ز آتشی که من دارم
چه شعلهها زده سر ز آتشی که من دارم رضیالدین آرتیمانی : غزلیات
غزل ۲۹ - گر نقاب از رخ آن صنم گیرد
گر نقاب از رخ آن صنم گیرد رضیالدین آرتیمانی : غزلیات
غزل ۲۶ - نمیاید چو از دل بر زبان درد
نمیاید چو از دل بر زبان درد محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۰۱ - عشق کهن به کوی تو میآردم هنوز
عشق کهن به کوی تو میآردم هنوز صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۱۷۰ - روی جانان را نهان در خط چون ریحان ببین
روی جانان را نهان در خط چون ریحان ببین صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۴۱۱ - ترک تن دل را نگردانیده روشن چون کنم
ترک تن دل را نگردانیده روشن چون کنم رضیالدین آرتیمانی : غزلیات
غزل ۷۱ - ز خواب ناز خیز و فتنه سرکن
ز خواب ناز خیز و فتنه سرکن کمالالدین اسماعیل : ملحقات
شمارهٔ ۱۶ - و قال فی التهدید
زمن کدام کریم حلال زاده بود خاقانی : قطعات
شماره ۲۳۳ - امشب من و اوحد و مید
امشب من و اوحد و مید اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۴۵۶ - دیوانه میشد از غم او گاه گاه دل
دیوانه میشد از غم او گاه گاه دل رضیالدین آرتیمانی : غزلیات
غزل ۷۲ - مه نامهربانم بیگنه دامن کشید از من
مه نامهربانم بیگنه دامن کشید از من رضیالدین آرتیمانی : غزلیات
غزل ۲۷ - جائی که به طاعات مباهات توان کرد
جائی که به طاعات مباهات توان کرد هجویری : بابٌ فی فرقِ فِرَقهم و مذاهِبهم و آیاتِهم و مقاماتِهم و حکایاتِهم
و امّا الخفیفیّة
خفیفیان تولا به ابی عبداللّه محمدبن خفیف کنند. و وی از کبرای سادات این طایفه بوده است و از عزیزان وقت رضی اللّه عنه و عن جمیع أَسلافهم و عالم به علوم ظاهری و باطنی و وی را تصانیف معروف است اندر فنون علم این طریقت و مناقبش اشهر آن است که کلیت آن احصا توان کرد فی الجمله، مردی عزیز روزگار و عزیز نفس بود و مُعرض از شهوات نفسانی. رضیالدین آرتیمانی : غزلیات
غزل ۵۳ - پلاس تن به بر، از دست غم قبا کردم
پلاس تن به بر، از دست غم قبا کردم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۱۹۶ - عنان مصلحت در عشق می باید رها کردن
عنان مصلحت در عشق می باید رها کردن بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۲۶ - گدازگوهر دل باده ناب است شبنم را
گدازگوهر دل باده ناب است شبنم را
غزل ۶۳ - کنون که خنجر بیداد یار خونریز است
کنون که خنجر بیداد یار خونریز است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۷۷۰ - فلک یک حلقه چشم است اگر صاحب نظر باشی
فلک یک حلقه چشم است اگر صاحب نظر باشی بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۶۲۸ - نیست محروم تماشا جوهر اندر آینه
نیست محروم تماشا جوهر اندر آینه بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۳۹۰ - صفای دل به چراغ بقا دهد روغن
صفای دل به چراغ بقا دهد روغن قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۳۳۶ - چه شعلهها زده سر ز آتشی که من دارم
چه شعلهها زده سر ز آتشی که من دارم رضیالدین آرتیمانی : غزلیات
غزل ۲۹ - گر نقاب از رخ آن صنم گیرد
گر نقاب از رخ آن صنم گیرد رضیالدین آرتیمانی : غزلیات
غزل ۲۶ - نمیاید چو از دل بر زبان درد
نمیاید چو از دل بر زبان درد محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۰۱ - عشق کهن به کوی تو میآردم هنوز
عشق کهن به کوی تو میآردم هنوز صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۱۷۰ - روی جانان را نهان در خط چون ریحان ببین
روی جانان را نهان در خط چون ریحان ببین صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۴۱۱ - ترک تن دل را نگردانیده روشن چون کنم
ترک تن دل را نگردانیده روشن چون کنم رضیالدین آرتیمانی : غزلیات
غزل ۷۱ - ز خواب ناز خیز و فتنه سرکن
ز خواب ناز خیز و فتنه سرکن کمالالدین اسماعیل : ملحقات
شمارهٔ ۱۶ - و قال فی التهدید
زمن کدام کریم حلال زاده بود خاقانی : قطعات
شماره ۲۳۳ - امشب من و اوحد و مید
امشب من و اوحد و مید اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۴۵۶ - دیوانه میشد از غم او گاه گاه دل
دیوانه میشد از غم او گاه گاه دل رضیالدین آرتیمانی : غزلیات
غزل ۷۲ - مه نامهربانم بیگنه دامن کشید از من
مه نامهربانم بیگنه دامن کشید از من رضیالدین آرتیمانی : غزلیات
غزل ۲۷ - جائی که به طاعات مباهات توان کرد
جائی که به طاعات مباهات توان کرد هجویری : بابٌ فی فرقِ فِرَقهم و مذاهِبهم و آیاتِهم و مقاماتِهم و حکایاتِهم
و امّا الخفیفیّة
خفیفیان تولا به ابی عبداللّه محمدبن خفیف کنند. و وی از کبرای سادات این طایفه بوده است و از عزیزان وقت رضی اللّه عنه و عن جمیع أَسلافهم و عالم به علوم ظاهری و باطنی و وی را تصانیف معروف است اندر فنون علم این طریقت و مناقبش اشهر آن است که کلیت آن احصا توان کرد فی الجمله، مردی عزیز روزگار و عزیز نفس بود و مُعرض از شهوات نفسانی. رضیالدین آرتیمانی : غزلیات
غزل ۵۳ - پلاس تن به بر، از دست غم قبا کردم
پلاس تن به بر، از دست غم قبا کردم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۱۹۶ - عنان مصلحت در عشق می باید رها کردن
عنان مصلحت در عشق می باید رها کردن بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۲۶ - گدازگوهر دل باده ناب است شبنم را
گدازگوهر دل باده ناب است شبنم را