جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۲۲۱ - پرده از کار تو بی باکی صهبا برداشت
پرده از کار تو بی باکی صهبا برداشت سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۸۲ - ترکش دوز
چون کمان آن شوخ ترک شد روز باشد گوشه گیر امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۸۱۰ - دلبر من دوش که مهمان رسید
دلبر من دوش که مهمان رسید سعیدا : غزلیات
شماره ۳۴۱ - نه جانان کشته اش را از پی نظاره می آید
نه جانان کشته اش را از پی نظاره می آید طغرل احراری : غزلیات
شماره ۲۱۷ - حافظت از چشم بد بادا خداوند تعال
حافظت از چشم بد بادا خداوند تعال باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی ۲۴۹ - درخت غم به جانم کرده ریشه
درخت غم به جانم کرده ریشه ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۱ - قاضی پسرش در رمضان خورد شراب
قاضی پسرش در رمضان خورد شراب سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۴۴ - جامه باف
کجاست آن پسر جامه باف خانه او سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۱۸۶ - کاردگر
آن کاردگر چو آتش هر دم پی ستیز است شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۴۶ - ختم رسل که سید اولاد آدم است
ختم رسل که سید اولاد آدم است قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۵ - مطلب چو بزرگ شد، به بازی مطلب
مطلب چو بزرگ شد، به بازی مطلب عنصری بلخی : قصاید
شمارهٔ ۴۳ - قصیدهٔ ذیل متعلق به غضائری است که عنصری در قصیدهٔ خود که بدنبال خواهد آمد بانتقاد و خرده گیری از آن پرداخته است
اگر کمال به جاه اندر است و جاه به مال فرخی سیستانی : قصاید (گزیدهٔ ناقص)
قصیدهٔ شمارهٔ ۵۳ - در مدح خواجه احمد بن حسن میمندی وزیر
نگار من آن لعبت سیمتن حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۱۰۲۵ - مجنون در لیلی زد فرهاد در شیرین
مجنون در لیلی زد فرهاد در شیرین دقیقی : ابیات پراکنده
شماره ۴ - می صافی بیارای بت که صافی است
می صافی بیارای بت که صافی است قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۰ - در تعریف کتاب باده بیخمار و ستایش خاقان خلد آشیان فتحعلی شاه طابالله ثراه گوید
لبالب کن ای مهربان ماه ساغر حیدر شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۵۲ - و له ایضا
خیال دوست که در خواب می کند بازی نهج البلاغه : خطبه ها
فلسفه بعثت خبر از آینده و اندرز به مردم
و من خطبة له عليهالسلام الغاية من البعثة فردوسی : سهراب
بخش ۱۹ - به گودرز گفت آن زمان پهلوان
به گودرز گفت آن زمان پهلوان صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۳۷ - هوش نگذاشت به سر آن لب می نوش مرا
هوش نگذاشت به سر آن لب می نوش مرا
شماره ۲۲۱ - پرده از کار تو بی باکی صهبا برداشت
پرده از کار تو بی باکی صهبا برداشت سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۸۲ - ترکش دوز
چون کمان آن شوخ ترک شد روز باشد گوشه گیر امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۸۱۰ - دلبر من دوش که مهمان رسید
دلبر من دوش که مهمان رسید سعیدا : غزلیات
شماره ۳۴۱ - نه جانان کشته اش را از پی نظاره می آید
نه جانان کشته اش را از پی نظاره می آید طغرل احراری : غزلیات
شماره ۲۱۷ - حافظت از چشم بد بادا خداوند تعال
حافظت از چشم بد بادا خداوند تعال باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی ۲۴۹ - درخت غم به جانم کرده ریشه
درخت غم به جانم کرده ریشه ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۱ - قاضی پسرش در رمضان خورد شراب
قاضی پسرش در رمضان خورد شراب سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۴۴ - جامه باف
کجاست آن پسر جامه باف خانه او سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۱۸۶ - کاردگر
آن کاردگر چو آتش هر دم پی ستیز است شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۴۶ - ختم رسل که سید اولاد آدم است
ختم رسل که سید اولاد آدم است قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۵ - مطلب چو بزرگ شد، به بازی مطلب
مطلب چو بزرگ شد، به بازی مطلب عنصری بلخی : قصاید
شمارهٔ ۴۳ - قصیدهٔ ذیل متعلق به غضائری است که عنصری در قصیدهٔ خود که بدنبال خواهد آمد بانتقاد و خرده گیری از آن پرداخته است
اگر کمال به جاه اندر است و جاه به مال فرخی سیستانی : قصاید (گزیدهٔ ناقص)
قصیدهٔ شمارهٔ ۵۳ - در مدح خواجه احمد بن حسن میمندی وزیر
نگار من آن لعبت سیمتن حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۱۰۲۵ - مجنون در لیلی زد فرهاد در شیرین
مجنون در لیلی زد فرهاد در شیرین دقیقی : ابیات پراکنده
شماره ۴ - می صافی بیارای بت که صافی است
می صافی بیارای بت که صافی است قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۰ - در تعریف کتاب باده بیخمار و ستایش خاقان خلد آشیان فتحعلی شاه طابالله ثراه گوید
لبالب کن ای مهربان ماه ساغر حیدر شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۵۲ - و له ایضا
خیال دوست که در خواب می کند بازی نهج البلاغه : خطبه ها
فلسفه بعثت خبر از آینده و اندرز به مردم
و من خطبة له عليهالسلام الغاية من البعثة فردوسی : سهراب
بخش ۱۹ - به گودرز گفت آن زمان پهلوان
به گودرز گفت آن زمان پهلوان صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۳۷ - هوش نگذاشت به سر آن لب می نوش مرا
هوش نگذاشت به سر آن لب می نوش مرا