صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۲۵ - سبحانالله بذات پاینده توئی
سبحانالله بذات پاینده توئی نصرالله منشی : باب الاسد و الثور
بخش ۳۰ - باقی سخنان شنزبه
و اگر شیر را از من شنوانیدهاند و باور داشته است موجب آزمایش دیگران بوده است و مصداق تهمت من خیانت ایشان است. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۰۱۱ - زشکر خنده لعل او روان را تازه می سازد
زشکر خنده لعل او روان را تازه می سازد شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۲۸۲ - مرغ صحرائی به دریا مایل است
مرغ صحرائی به دریا مایل است بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۰۸۵ - خودسر به مرک گردن دعوی فرود کرد
خودسر به مرک گردن دعوی فرود کرد جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۸۴۷ - بسکه با سامان شد از حسن ملیحی دیدنم
بسکه با سامان شد از حسن ملیحی دیدنم پروین اعتصامی : مثنویات، تمثیلات و مقطعات
حدیث مهر
گنجشک خرد گفت سحر با کبوتری جامی : دفتر اول
بخش ۱۶۹ - سؤال و جواب
ور تو گویی که کاملان بسیار عطار نیشابوری : باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان
شماره ۲ - هرگه که تو طالب گهر خواهی بود
هرگه که تو طالب گهر خواهی بود غبار همدانی : غزلیات
شماره ۳۸ - بساط ساحت کشت است و خیمه سایه بید
بساط ساحت کشت است و خیمه سایه بید نشاط اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۶۱ - خدا بر لب ولی دل در هوا غرق
خدا بر لب ولی دل در هوا غرق فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۸۳۷ - دلم را ای خدا از عشق جان ده
دلم را ای خدا از عشق جان ده محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۶۵ - تا کی کشی به بی گنهان از عتاب تیغ
تا کی کشی به بی گنهان از عتاب تیغ نصرالله منشی : باب البوم و الغراب
بخش ۱۷ - ملک گفت که از کیاست ودانش بومان شمتی بازگوی. گفت:در میان ایشان هیچ زیرکی ندیدم، مگر آنکه بکشتن من اشارت میکرد و ایشان رای او را ضعیف میپنداشتند، ونص
ملک گفت که از کیاست ودانش بومان شمتی بازگوی. گفت:در میان ایشان هیچ زیرکی ندیدم، مگر آنکه بکشتن من اشارت میکرد و ایشان رای او را ضعیف میپنداشتند، ونصایح او را بسمع قبول اصغا نفرمودند، و این قدر تامل نکردند که من در میان قوم خویش منزلت شریف داشتم و باندک خردی موسوم بودم،ناگاه مکری اندیشم و فرصت غدری یابم. نه بعقل خویش این بدانستند و نه از ناصحان قبول کردند، و نه اسرار خود از من بپوشیدند. و گویند «پادشاهان را در تحصین خزاین اسرار احتیاط هرچه تمامتر فرض است، خاصه از دوستان نومید و دشمنان هراسان. » مولوی : دفتر دوم
بخش ۴۶ - سبب پریدن و چرخیدن مرغی با مرغی کی جنس او نبود
آن حکیمی گفت دیدم همتکی ملکالشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۲ - کریم و لئیم
باشدکه پای سفله به گنجی فرو رود ملکالشعرای بهار : قصاید
قصیدهٔ ۳۰
منصور باد لشکر آن چشم کینهخواه اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۸۶ - باز از بویت دل پژمرده در نشوو نماست
باز از بویت دل پژمرده در نشوو نماست اوحدالدین کرمانی : الباب الخامس: فی حسن العمل و ما یتضمّنه من المعانی ممّا اطلق علیه اسم الحسن
شماره ۲۸ - بامدعیان چو آب و آتش مامیز
بامدعیان چو آب و آتش مامیز حزین لاهیجی : خرابات
بخش ۲۰ - حکایت در تحذیر از انس به زخارف کودک فریب
شنیدم که یحیی بن برمک پگاه
شماره ۱۲۵ - سبحانالله بذات پاینده توئی
سبحانالله بذات پاینده توئی نصرالله منشی : باب الاسد و الثور
بخش ۳۰ - باقی سخنان شنزبه
و اگر شیر را از من شنوانیدهاند و باور داشته است موجب آزمایش دیگران بوده است و مصداق تهمت من خیانت ایشان است. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۰۱۱ - زشکر خنده لعل او روان را تازه می سازد
زشکر خنده لعل او روان را تازه می سازد شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۲۸۲ - مرغ صحرائی به دریا مایل است
مرغ صحرائی به دریا مایل است بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۰۸۵ - خودسر به مرک گردن دعوی فرود کرد
خودسر به مرک گردن دعوی فرود کرد جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۸۴۷ - بسکه با سامان شد از حسن ملیحی دیدنم
بسکه با سامان شد از حسن ملیحی دیدنم پروین اعتصامی : مثنویات، تمثیلات و مقطعات
حدیث مهر
گنجشک خرد گفت سحر با کبوتری جامی : دفتر اول
بخش ۱۶۹ - سؤال و جواب
ور تو گویی که کاملان بسیار عطار نیشابوری : باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان
شماره ۲ - هرگه که تو طالب گهر خواهی بود
هرگه که تو طالب گهر خواهی بود غبار همدانی : غزلیات
شماره ۳۸ - بساط ساحت کشت است و خیمه سایه بید
بساط ساحت کشت است و خیمه سایه بید نشاط اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۶۱ - خدا بر لب ولی دل در هوا غرق
خدا بر لب ولی دل در هوا غرق فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۸۳۷ - دلم را ای خدا از عشق جان ده
دلم را ای خدا از عشق جان ده محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۶۵ - تا کی کشی به بی گنهان از عتاب تیغ
تا کی کشی به بی گنهان از عتاب تیغ نصرالله منشی : باب البوم و الغراب
بخش ۱۷ - ملک گفت که از کیاست ودانش بومان شمتی بازگوی. گفت:در میان ایشان هیچ زیرکی ندیدم، مگر آنکه بکشتن من اشارت میکرد و ایشان رای او را ضعیف میپنداشتند، ونص
ملک گفت که از کیاست ودانش بومان شمتی بازگوی. گفت:در میان ایشان هیچ زیرکی ندیدم، مگر آنکه بکشتن من اشارت میکرد و ایشان رای او را ضعیف میپنداشتند، ونصایح او را بسمع قبول اصغا نفرمودند، و این قدر تامل نکردند که من در میان قوم خویش منزلت شریف داشتم و باندک خردی موسوم بودم،ناگاه مکری اندیشم و فرصت غدری یابم. نه بعقل خویش این بدانستند و نه از ناصحان قبول کردند، و نه اسرار خود از من بپوشیدند. و گویند «پادشاهان را در تحصین خزاین اسرار احتیاط هرچه تمامتر فرض است، خاصه از دوستان نومید و دشمنان هراسان. » مولوی : دفتر دوم
بخش ۴۶ - سبب پریدن و چرخیدن مرغی با مرغی کی جنس او نبود
آن حکیمی گفت دیدم همتکی ملکالشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۲ - کریم و لئیم
باشدکه پای سفله به گنجی فرو رود ملکالشعرای بهار : قصاید
قصیدهٔ ۳۰
منصور باد لشکر آن چشم کینهخواه اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۸۶ - باز از بویت دل پژمرده در نشوو نماست
باز از بویت دل پژمرده در نشوو نماست اوحدالدین کرمانی : الباب الخامس: فی حسن العمل و ما یتضمّنه من المعانی ممّا اطلق علیه اسم الحسن
شماره ۲۸ - بامدعیان چو آب و آتش مامیز
بامدعیان چو آب و آتش مامیز حزین لاهیجی : خرابات
بخش ۲۰ - حکایت در تحذیر از انس به زخارف کودک فریب
شنیدم که یحیی بن برمک پگاه