حافظ : غزلیات
غزل ۲۳۷ - نفس برآمد و کام از تو بر نمی‌آید
نفس برآمد و کام از تو بر نمی‌آید
محمد بن منور : منقولات
شماره ۱۴۵ - شیخ گفت: لایجد السلامة احد حتی یکون فی التدبیر کاهل القبور لان اللّه تعالی خلق ا
شیخ گفت: لایجد السلامة احد حتی یکون فی التدبیر کاهل القبور لان اللّه تعالی خلق الخلق مضطرین لاحیلة لهم واسعد الناس من اراه اللّه قلبه حیلته.
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۲۰۹ - در وقت خزان بین که چه خوش رنگِ رزانست
در وقت خزان بین که چه خوش رنگِ رزانست
عبید زاکانی : غزلیات
غزل ۱۸ - سیاه چرده بتم را نمک ز حد بگذشت
سیاه چرده بتم را نمک ز حد بگذشت
ترانه های کودکانه : بخش اول
کبوتر نامه بر
کبوتر نامه برم
صغیر اصفهانی : مثنویات
شمارهٔ ۱۱۴ - قطعه
شنیدم که کوری به خاک زمین
حاجب شیرازی : غزلیات
شماره ۲۲ - سپیده دم بدم کشد اساس اعتبار شب
سپیده دم بدم کشد اساس اعتبار شب
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۳۹ - من کیستم از قید دو عالم فردی
من کیستم از قید دو عالم فردی
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۶۴ - ای لطف تو دستگیر هر رسوایی
ای لطف تو دستگیر هر رسوایی
پروین اعتصامی : قصاید
قصیده ۲۹ - تا به بازار جهان سوداگریم
تا به بازار جهان سوداگریم
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۰۸ - به لب از شوق صدره بیش جان نامه می آید
به لب از شوق صدره بیش جان نامه می آید
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۴۵ - با دشمن اگر پاره کنی سلسله به
با دشمن اگر پاره کنی سلسله به
باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۶۹ - بی ته سر در بیابانم شو و روز
بی ته سر در بیابانم شو و روز
مولوی : غزلیات
غزل ۲۶۲ - فیما تری؟ فیما تری؟ یا من یری و لا یری
فیما تَری؟ فیما تَری؟ یا مَنْ یَری و لا یُری
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۳۲۳ - از شکست رنگم آب روی شاهی داده‌اند
از شکست رنگم آب روی شاهی داده‌اند
ابن یمین فَرومَدی : اشعار عربی
شمارهٔ ۴٠ - ترجمه
علم را دیدم و تواضع را
طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۵۹ - زصید من چه شود گر عنان بگردانی
زصید من چه شود گر عنان بگردانی
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۱۲۶ - خط او دام هوش گردیده است
خط او دام هوش گردیده است
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۴۵ - در کشور عشق جای آسایش نیست
در کشور عشق جای آسایش نیست
غزالی : رکن دوم - رکن معاملات
بخش ۷۲ - باب اول
بدان که امر معروف و نهی از منکر واجب است و هرکه به وقت بی عذری بماند عاصی است. خدای تعالی می گوید، «و لتکن منکم امه یدعون الی الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر» فرمان می دهد و می گوید که باید از شما گروهی باشند که کار ایشان آن بود که خلق را به خیر دعوت کنند و معروف بفرمایند و از منکر باز دارند و این دلیل است که فریضه است، ولیکن فرض کفایت است که چون گروهی بدین قیام کنند کفایت باشد، اما اگر نکند همه خلق بزهکار باشند.