فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۳۰
آن کیست که بی‌جرم و گنه زیست؟ بگو
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۲۱
بی رخ حور بجنت نفسی نتوان بود
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۴۹
ای بر عذار مهوشت آن زلف پرشکست
فرخی یزدی : غزلیات
شمارهٔ ۹۵
گر یوسف من جلوه چنین خوب نماید
وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۲۴۴
بند دیگر دارم از عشقت به هر پیوند خویش
فرخی یزدی : غزلیات
شمارهٔ ۱۰۰
با من ای دوست تو را گر سر پرخاش نبود
نظیری نیشابوری : رباعیات
شمارهٔ ۱۲۱
خود را به رکاب آشنایی برسان
نظیری نیشابوری : رباعیات
شمارهٔ ۲۱
بی چیزی احتیاج از کوی منست
نظیری نیشابوری : غزلیات
شمارهٔ ۳۴۰
شرمسارم از دل بی صبر و بی آرام خویش
فرخی یزدی : غزلیات
شمارهٔ ۱۱۰
توده را با جنگ صنفی آشنا باید نمود
فیاض لاهیجی : غزلیات
شمارهٔ ۲۵۱
لبت تا شیوة سحر و فسون را مضطرب دارد
فرخی یزدی : غزلیات
شمارهٔ ۱۲۰
چو مهربان مه من جلوه بی نقاب کند
الهامی کرمانشاهی : خیابان سوم
بخش ۳۰ - در اندرز یار دیرین خویش میرزا علی دوست کرمانشاهانی متخلص به سالک گوید
زخلق جهان رشته بگسیخته
سنایی غزنوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۱
چه خواهی کرد قرایی و طامات
مجد همگر : رباعیات
شمارهٔ ۴۰۱
چشم ارتن خویش غرقه در خون بیند
مجد همگر : قطعات
شمارهٔ ۳۴
مدت عمر تو در اقبال نامعدود باد
فرخی یزدی : غزلیات
شمارهٔ ۱۴۹
هر چند که با فکر جوانیم که بودیم
مجد همگر : رباعیات
شمارهٔ ۴۲۵
خون گر ز لقب تاشی ات آگاه شود
امیرعلیشیر نوایی : غزلیات
شمارهٔ ۱۶۰ - در طور شیخ
دو زلف کان مه نامهربان به تاب افکند
افسر کرمانی : قصاید
شمارهٔ ۶۸ - ای زلف بتم
زلف بتم، ای جادوی حیلت گر فتان