طبیب اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۳۰
هر دم بگوشه ای ز خیالت وطن گرفت
جهان ملک خاتون : مقطعات
شمارهٔ ۷
اگر به بند زمانه کسی شود محبوس
عنصری بلخی : قصاید
شمارهٔ ۲۹ - ایضاً در مدح سلطان محمود
عارضش را جامه پوشیدست نیکویی و فر
جهان ملک خاتون : غزلیات
شمارهٔ ۵۷۱
مرا با درد عشقت غم نباشد
اسیری لاهیجی : ملحقات
شمارهٔ ۲۲
کافر عشقم مسلمان نیستم
فریدون مشیری : لحظه ها و احساس
سرود
کلام سرود را
سحاب اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۱۸۱
پیشتر کاین دل درون سینه ماوا کرده بود
مولوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۹۷۵
نی من منم و نی تو توئی نی تو منی
سلیمی جرونی : شیرین و فرهاد
بخش ۶۱ - غزل گفتن بار بد از زبان خسرو
سحرگاهی چو چشم دلبران مست
ملا احمد نراقی : باب چهارم
فصل سوم - عدالت سر منشا کمال و سعادت
از آنچه مذکور شد معلوم شد که نهایت کمال و غایت سعادت، از برای هر شخصی اتصاف اوست به صفت عدالت، و میانه روی در جمیع صفات و افعال ظاهره و باطنه، خواه از اموری باشد که مخصوص ذات او و متعلق به خود او باشد، یا امری باشد که میان او و دیگری بوده باشد و نجات در دنیا و آخرت حاصل نمی شود، مگر به استقامت بر وسط و ثبات بر مرکز.
حیدر شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۲۶ - و له ایضا
امروز که در کوی خرابات الستم
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شمارهٔ ۲۵۶
از کدوی باده کی باشد که گلها بشکفد
کمال خجندی : غزلیات
شمارهٔ ۸۸۵
په جویست آن روان در فر شیرین
اسیر شهرستانی : غزلیات
شمارهٔ ۶۷۲
نگنجد در سرم سودای زنجیر
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۶۵۲
بیا ای نور چشم ما و خوش بنشین به جای خود
نهج البلاغه : حکمت ها
روش تسليت گفتن
<strong> وَ قَالَ عليه‌السلام وَ قَدْ عَزَّى اَلْأَشْعَثَ بْنَ قَيْسٍ عَنِ اِبْنٍ لَهُ </strong>
اسیر شهرستانی : غزلیات
شمارهٔ ۶۳۱
نگهبان چراغ راز دل خاموش می باید
اسیر شهرستانی : غزلیات
شمارهٔ ۵۹۹
خار گلزار وفا گل می کند
اسیر شهرستانی : غزلیات
شمارهٔ ۴۷۸
هر دل خبر از آینه دید ندارد
اسیری لاهیجی : غزلیات
شمارهٔ ۲۳۵
مرا سودای او دیوانه دارد