احمد شاملو : هوای تازه
نگاه کن
۱
امیر پازواری : شش‌بیتی‌ها
شماره ۷ - امیر گنه: چَنه زَنّی مه دلْ ره چنگ؟
امیر گنه: چَنه زَنّی مه دلْ ره چنگ؟
مولوی : دفتر اول
بخش ۱۴۰ - وصیت کردن رسول صلی الله علیه و سلم مر علی را کرم الله وجهه کی چون هر کسی به نوع طاعتی تقرب جوید به حق تو تقرب جوی به صحبت عاقل و بندهٔ خاص تا ازیشان همه پیش‌قدم‌تر باشی
گفت پیغامبر علی را کِی علی
حافظ : غزلیات
غزل ۳۷۱ - ما درس سحر در ره میخانه نهادیم
ما درس سحر در ره میخانه نهادیم
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۱۹ - جز حریم دل کز آب و گل در او آثار نیست
جز حریم دل کز آب و گل در او آثار نیست
مولوی : دفتر دوم
بخش ۱۱۴ - قصهٔ بط بچگان کی مرغ خانگی پروردشان
تُخمِ بَطّی گَرچه مُرغِ خانه‌اَت
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۴۹۲ - حاصلم از دین و دنیا او بود
حاصلم از دین و دنیا او بود
اوحدی مراغه‌ای : رباعیات
رباعی ۱۴۹ - ای خرمن ماه خوشه‌چین رخ تو
ای خرمن ماه خوشه‌چین رخ تو
قدسی مشهدی : مثنوی‌ها
شمارهٔ ۲ - حمد و نعت
الهی بلبل این بوستانم
نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۶۴ - عشق دهد با دل شوریده تاب
عشق دهد با دل شوریده تاب
نهج البلاغه : خطبه ها
رد تکیه بر غیر خدا در پاسخ به اخترشناس
و من كلام له عليه‌السلام قاله لبعض أصحابه لما عزم على المسير إلى الخوارج
همام تبریزی : غزلیات
شماره ۱۷۴ - پاک چشمانند مرد روی تو
پاک چشمانند مرد روی تو
کسایی مروزی : ابیات پراکنده از فرهنگهای لغت
شماره ۴۲ - سزد که بگسلم از یار سیم دندان طمع
سزد که بگسلم از یار سیم دندان طمع
بلند اقبال : بخش سوم
بخش ۵۸ - باده عارفانه
ساقی از آن باده گلرنگ ده
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۲۶۹ - آن آفتاب رو چو خریدار من شود
آن آفتاب رو چو خریدار من شود
عطار نیشابوری : تذکرة الأولیاء
ذکر عبدالله منازل قدس الله روحه العزیز
آن هدف تیر ملامت آن صدف در کرامت آن مجرد رجال آن مشرف کمال آن خزانهٔ فضائل عبدالله منازل رحمة الله علیه یگانه روزگار بود و شیخ ملامتیان بود و متورع ومتوکل و معرض هم از دنیا و هم از خلق مرید حمدون قصار بود و عالم به علوم ظاهر و باطن و بسیار حدیث نوشته بود و سماع کرده و در وقت او مجردتر از او و پاکیزه‌تر ازو کسی نبوده است چنانکه نقل است که ابوعلی ثقفی سخن می‌گفت. در میان سخن عبدالله او را گفت: مرگ را ساخته باش که ازو چاره نیست علی گفت: تو ساخته باش عبدالله دست را بالین کرد و سر بر او نهاد و گفت: من مردم در حال بمرد بوعلی منقطع شد زیرا که او را علایق بود عبدالله مفرد و سخن اوست که گفت: ابوعلی ثقفی وقتی که سخن گفتی از برای خود گفتی نه از برای خلق و از جهة این بود که برکات سخن او بدو رسیدو در این معنی گفت: آفت ماست که از سخن خود انتفاع نمی‌توانیم گرفت چگونه دیگری از سخن ما منفعت گیرد.
نهج البلاغه : خطبه ها
تشویق به زهد
و من خطبة له عليه‌السلام في التزهيد في الدنيا
اثیر اخسیکتی : غزلیات
شماره ۴۵ - رخ او دیده را بصر بخشد
رخ او دیده را بصر بخشد
امامی هروی : قصاید
شمارهٔ ۵ - در مدح فخر الملک
ترک من پوشد ز آتش پرنیان بر روی آب
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۸۶۱ - دست هر کس را که می‌گیری درین آشوبگاه
دست هر کس را که می‌گیری درین آشوبگاه