بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۲۹۴
ز نور عالم امکان گر انتخاب گزینم بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۴۲
بر چهرهٔ آثار جهان رنگ سبب نیست شاه نعمتالله ولی : مثنویات
شمارهٔ ۴۱
آن یکی کوزه ای ز یخ برداشت نصرالله منشی : باب الزاهد والضیف
بخش ۲
آوردهاند که در زمین کنوج مردی مصلح و متعفف بود؛ در دین اجتهادی تمام و بر طاعت و عبادت مواظبت بشرط، نهمت براحیای رسوم حکما مصروف داشت و روزگار بر امضای خیرات مقصور، و از دوستی دنیا و کسب حرام معصوم و از وصمت ریا و غیبت و نفاق مسلم. بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۱۶۱
میام به ساغر اگر خشک شد خمار ندارم فیاض لاهیجی : غزلیات
شمارهٔ ۴۵۲
حرفم از فکر سر زلرفی پریشانست باز رشیدالدین میبدی : ۹- سورة التوبة- مدنیة
۵ - النوبة الاولى
و هو اللَّه تعالى ع: إِلَّا تَنْصُرُوهُ اگر یارى ندهید رسول را، فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ خداى سبحانه و تعالى یارى داد او را، إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِینَ کَفَرُوا آن گه که بیرون کردند او را کافران، ثانِیَ اثْنَیْنِ دوم دو تن إِذْ هُما فِی الْغارِ آن گه که هر دو در غار بودند، إِذْ یَقُولُ لِصاحِبِهِ آن گه که یار خویش را گفت، لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا اندوه مدار که خداى با ماست، فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ فرو فرستاد خداى، آرام ایمان بر ابو بکر، وَ أَیَّدَهُ و نیروى و یارى داد رسول خویش را، بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها بسپاههایى که شما نمیدیدید، وَ جَعَلَ کَلِمَةَ الَّذِینَ کَفَرُوا السُّفْلى و سخن کافران دیرینه کرد مغلوب و مقهور، وَ کَلِمَةُ اللَّهِ هِیَ الْعُلْیا و سخن خداى و تقدیر او و مکر او آنست که زبر است غالب و قاهر، وَ اللَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ. (۴۰). خداى تواناییست دانا. بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۷۷۹
به ساز نیستی بستهست شور ما و من بارش خاقانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۲۴
شوریده کرد ما را عشق پری جمالی کمال خجندی : غزلیات
شمارهٔ ۶۵۹
زهی بدایت حسن رخنه نهایت لطف عبادی مروزی : مناقب الصوفیه
بخش ۲۴ - فصل چهارم: در رضا
بدان که مرد چون صاحب یقین شد همیشه راضی باشد به قضا و متصوفه را هیچ صفت نیکوتر از رضا نیست در همه احوال. چنانکه بر هیچ اعتراض نکنند.پیوسته راضی باشند. بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۵۰۰
تا نفس ما ومن غبارنبود اسدی توسی : گرشاسپنامه
رسیدن گرشاسب به میل سنگ
رسید از پس هفته ای شاد و کش بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۹۰۵
رفت مرآت دل از کلفت آفاق به رنگ کمال خجندی : غزلیات
شمارهٔ ۳۸۲
چنین که سوز فراقم ز سینه دود برآورد انوری : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۳۲۷
من دل به کسی جز از تو آسان ندهم قائم مقام فراهانی : جلایرنامه
بخش ۲۲
جلایر هست شیرین کامت از شاه ملکالشعرای بهار : غزلیات
شمارهٔ ۴
دوست میدارم من این نوروز فرخفال را انوری : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۲۲۳
رای تو که آفتاب فضلست و هنر سیف فرغانی : غزلیات
شمارهٔ ۵۶۶
زاندیشه تو که هست جان در وی
غزل شمارهٔ ۲۲۹۴
ز نور عالم امکان گر انتخاب گزینم بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۴۲
بر چهرهٔ آثار جهان رنگ سبب نیست شاه نعمتالله ولی : مثنویات
شمارهٔ ۴۱
آن یکی کوزه ای ز یخ برداشت نصرالله منشی : باب الزاهد والضیف
بخش ۲
آوردهاند که در زمین کنوج مردی مصلح و متعفف بود؛ در دین اجتهادی تمام و بر طاعت و عبادت مواظبت بشرط، نهمت براحیای رسوم حکما مصروف داشت و روزگار بر امضای خیرات مقصور، و از دوستی دنیا و کسب حرام معصوم و از وصمت ریا و غیبت و نفاق مسلم. بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۱۶۱
میام به ساغر اگر خشک شد خمار ندارم فیاض لاهیجی : غزلیات
شمارهٔ ۴۵۲
حرفم از فکر سر زلرفی پریشانست باز رشیدالدین میبدی : ۹- سورة التوبة- مدنیة
۵ - النوبة الاولى
و هو اللَّه تعالى ع: إِلَّا تَنْصُرُوهُ اگر یارى ندهید رسول را، فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ خداى سبحانه و تعالى یارى داد او را، إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِینَ کَفَرُوا آن گه که بیرون کردند او را کافران، ثانِیَ اثْنَیْنِ دوم دو تن إِذْ هُما فِی الْغارِ آن گه که هر دو در غار بودند، إِذْ یَقُولُ لِصاحِبِهِ آن گه که یار خویش را گفت، لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا اندوه مدار که خداى با ماست، فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ فرو فرستاد خداى، آرام ایمان بر ابو بکر، وَ أَیَّدَهُ و نیروى و یارى داد رسول خویش را، بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها بسپاههایى که شما نمیدیدید، وَ جَعَلَ کَلِمَةَ الَّذِینَ کَفَرُوا السُّفْلى و سخن کافران دیرینه کرد مغلوب و مقهور، وَ کَلِمَةُ اللَّهِ هِیَ الْعُلْیا و سخن خداى و تقدیر او و مکر او آنست که زبر است غالب و قاهر، وَ اللَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ. (۴۰). خداى تواناییست دانا. بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۷۷۹
به ساز نیستی بستهست شور ما و من بارش خاقانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۲۴
شوریده کرد ما را عشق پری جمالی کمال خجندی : غزلیات
شمارهٔ ۶۵۹
زهی بدایت حسن رخنه نهایت لطف عبادی مروزی : مناقب الصوفیه
بخش ۲۴ - فصل چهارم: در رضا
بدان که مرد چون صاحب یقین شد همیشه راضی باشد به قضا و متصوفه را هیچ صفت نیکوتر از رضا نیست در همه احوال. چنانکه بر هیچ اعتراض نکنند.پیوسته راضی باشند. بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۵۰۰
تا نفس ما ومن غبارنبود اسدی توسی : گرشاسپنامه
رسیدن گرشاسب به میل سنگ
رسید از پس هفته ای شاد و کش بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۹۰۵
رفت مرآت دل از کلفت آفاق به رنگ کمال خجندی : غزلیات
شمارهٔ ۳۸۲
چنین که سوز فراقم ز سینه دود برآورد انوری : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۳۲۷
من دل به کسی جز از تو آسان ندهم قائم مقام فراهانی : جلایرنامه
بخش ۲۲
جلایر هست شیرین کامت از شاه ملکالشعرای بهار : غزلیات
شمارهٔ ۴
دوست میدارم من این نوروز فرخفال را انوری : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۲۲۳
رای تو که آفتاب فضلست و هنر سیف فرغانی : غزلیات
شمارهٔ ۵۶۶
زاندیشه تو که هست جان در وی