وحیدالزمان قزوینی : شهرآشوب کوچک
بخش ۱۷ - صفت دلاک
دلاک که صاحب سر ماست
طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۳۹ - شب چو بمیرم به سر کوی تو
شب چو بمیرم به سر کوی تو
سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۴۶۲ - دلم به سینه ز ننگ سخنوری خون شد
دلم به سینه ز ننگ سخنوری خون شد
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۹۸۹ - دل از دم محبت، چندین فتور دارد
دل از دم محبت، چندین فتور دارد
سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۳۳ - قصاب
تا دلم را کشته خود آن بت قصاب کرد
سوزنی سمرقندی : قطعات
شمارهٔ ۱۵ - زن سعد
دو دسته کاغذ سعدی نواختم فرمود
قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۴۵ - گر به خیال در نظر جلوه دهد جیب را
گر به خیال در نظر جلوه دهد جیب را
الهامی کرمانشاهی : گزیدهٔ منظومهٔ «حسن منظر»
شمارهٔ ۳ - در منقبت گوید
ویژه ملک ممالک عشق
زرتشت : ویسپرد
کرده سوم
[زوت:] هاونن را ایستاده خواهم . راسپی : من آماده ام . زوت : آتروخش را ایستاده خواهم . راسپی : من آماده ام . زوت: فر بر تر را ایستاده خواهم راسپی : من آماده ام . زوت : آبرت را ایستاده خواهم . راسپی : من آماده ام . زوت : آسنتر را ایستاده خواهم . راسپی : من آماده ام . زوت : راسپی را ایستاده خواهم . راسپی : من آماده ام . زوت : سرشاورز ، آن فرزانه آگاه از«منثره» را ایستاده خواهم . راسپی : من آماده ام . «یثه آهو و یریو . . .» که زوت مرا بگوید . زوت : «آثار توش آشات چیت هچا . . . » که پارسا مرد دانا بگوید . زوت و راسپی : آتربان را ایستاده خواهم. ارتشتار را ایستاده خواهم. برزیگر ستور پرور را ایستاده خواهم. خانه خدای را ایستاده خواهم . دهخدا را ایستاده خواهم . شهربان را ایستاده خواهم . شهریار سرزمین را ایستاده خواهم . جوان نیک اندیش ، نیک گفتار و نیک کردار بهدین را ایستاده خواهم. جوان سخن گوی را ایستاده خواهم . کسی را که خویشاوندی پیوندی کند، ایستاده خواهم. [آتروبان] اَشونی را که در کشور است ، ایستاده خواهم . [آتروبان] فرخنده ای را که [بیرون از کشور] در گردش است ، ایستاده خواهم . کدبانو را ایستاده خواهم .
طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۵۷ - دلی دارم که دارد اضطرابی
دلی دارم که دارد اضطرابی
ادیب صابر : غزلیات
شماره ۴۱ - شب شنیدستی ز روز آویخته
شب شنیدستی ز روز آویخته
سیدای نسفی : مسمطات
شماره ۱۶ - تا لب لعل تو را شد آشنایی با شراب
تا لب لعل تو را شد آشنایی با شراب
صابر همدانی : غزلیات
شماره ۲۷ - چون همدم اغیار منافق نتوان بود
چون همدم اغیار منافق نتوان بود
سوزنی سمرقندی : قصاید
شمارهٔ ۱۶ - بدو گفتم
در راه مرادی صنمی در گذر آمد
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۳ - یاران ریا به پرده، چه شیخ و چه شاب
یاران ریا به پرده، چه شیخ و چه شاب
صفی علیشاه : متفرقات
شماره ۳۹ - مگرگذشت ز هجرت هزار و سیصد و پنج
مگرگذشت ز هجرت هزار و سیصد و پنج
امیر پازواری : دوبیتی‌ها
شماره ۲۷۹ - بَکُوشته مره ته کجکِ یکدوشی
بَکُوشته مره ته کجکِ یکدوشی
سوزنی سمرقندی : قطعات
شمارهٔ ۵۳ - تار و نزنگ
به می خواران فتادم از قضا دوش
سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۱۷۲ - اشتکباز
شوخ اشتکباز من کارش بود دستک‌زنی
طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۶۲ - کجا کسی غم شبهای تار من دارد
کجا کسی غم شبهای تار من دارد