نظیری نیشابوری : غزلیات
شمارهٔ ۱۸
نشسته در ظلمم با قمر چه کار مرا
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۷
تا در تو خیال خاص و عام است
مولوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۵۵۹
بر تختهٔ دل که من نگهبانم و تو
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شمارهٔ ۲۳۹
مو به مو حال دلم را زلف او با شانه گفت
الهامی کرمانشاهی : خیابان دوم
بخش ۷۰ - آغاز داستان شهادت حضرت ابوالفضل العباس
کنون از نی دل برآرم نوا
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۷۸۸
صد رنگ نقش بستیم دریاد گل جبینی
مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۹۶۵
در میان ظلمت جان تو نور چیست آن
ادیب صابر : مقطعات
شمارهٔ ۶۱
مردم جاهل محل علم نداند
صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۸۹۵
به نگاهی دل خون گشته ما را دریاب
شمس مغربی : غزلیات
شمارهٔ ۱۸۷
دلا چرا تو چنین بیقرار و مضطربی
جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۴۹۰
سهی سروی که رفتارش ز دل خوناب می ریزد
عطار نیشابوری : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹
الا ای یوسف قدسی برآی از چاه ظلمانی
صغیر اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۳۸۰
ستم ار بناتوانان ز ستمگری رسانی
مولوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۳۵
آن سایهٔ تو جایگه و خانهٔ ما است
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۲۳
ای دوست ای دوست ای دوست ای دوست
سعدی : غزلیات
غزل ۲۰
دنیی آن قدر ندارد که برو رشک برند
محتشم کاشانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۷۸
با وجود آن که پیوند آن پری از من برید
مولوی : دفتر ششم
بخش ۹۴ - آمدن جعفر رضی الله عنه به گرفتن قلعه به تنهایی و مشورت کردن ملک آن قلعه در دفع او و گفتن آن وزیر ملک را کی زنهار تسلیم کن و از جهل تهور مکن کی این مرد میدست و از حق جمعیت عظیم دارد در جان خویش الی آخره
چون که جعفر رفت سوی قلعه‌یی
غزالی : رکن دوم - رکن معاملات
بخش ۲۵ - عقد اول (بیع است)
و علم بیع حاصل کردن فریضه است که هیچ کس را از این چاره نباشد. و عمر در بازار شدی و دره می زدی و می گفتی، «هیچ کس مباد که در این بازار معاملت کند پیش از آن که فقه بیع بیاموزد، اگر نه در ربوا افتد، اگر خواهد و اگر نی». و بدان که بیع را سه رکن است: یکی خریدار و فروختگار که آن را عاقد گویند، دوم آخریان و کالا که آن را معقول علیه گویند، سیم لفظ بیع.
فروغی بسطامی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۴۸
گر ز غلامیش نشانت دهند