فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۸۴ - کار من تا به زلف یار من است
کار من تا به زلف یار من است
صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۰۶ - هر که داند نقطهٔ خال ترا تفسیر چیست
هر که داند نقطهٔ خال ترا تفسیر چیست
جامی : تحفة‌الاحرار
بخش ۶ - مناجات سیم متضمن اشارت به آنکه موجب غفلت آدمی از نور شهود او دوام فیض و استمرار وجود اوست و اگر فرضا یک لحظه آن فیض منقطع شدی همه کس بر آن معنی مطلع گشتی
ای ز وجود تو نمود همه
نهج البلاغه : حکمت ها
راه پیروزی
وَ قَالَ عليه‌السلام اَلظَّفَرُ بِالْحَزْمِ وَ اَلْحَزْمُ بِإِجَالَةِ اَلرَّأْيِ وَ اَلرَّأْيُ بِتَحْصِينِ اَلْأَسْرَارِ
ترانه های کودکانه : بخش اول
گل و گلدون
گل و گلدون و شکر
نهج البلاغه : حکمت ها
ارتباط ظاهر و باطن انسان
وَ قَالَ عليه‌السلام مَا أَضْمَرَ أَحَدٌ شَيْئاً إِلاَّ ظَهَرَ فِي فَلَتَاتِ لِسَانِهِ وَ صَفَحَاتِ وَجْهِهِ
ملک‌الشعرای بهار : رباعیات
شماره ۶۰ - سردار به شه گفت سپاهی از من
سردار به شه گفت سپاهی از من
عبید زاکانی : مقطعات
شمارهٔ ۷ - در یاس از خلق و توکل به خدا
نماند هیچ کریمی که پای خاطر من
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۱۳۹ - دلبر سرمست ما یار خوشی نو خاسته است
دلبر سرمست ما یار خوشی نو خاسته است
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۶۷۹ - مرا گویند عاشق گرد و بیدل
مرا گویند عاشق گرد و بیدل
حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۱۴۸ - هر کو نظرش به جاه و مال است
هر کو نظرش به جاه و مال است
جامی : دفتر اول
بخش ۱۰۴ - قصه آن پهلوانی که مخنثی را دید که در جوار کعبه خود را بر خاک انداخته و از خوف گناهان خود فریاد و زاری برگفته گفت خداوندا این مخنث را بیامرز یا بار گناهان او را بر گردن من نه که از بیم تو بخواهد مرد
پهلوانی ز پر دلان عجم
جمال‌الدین عبدالرزاق : مقطعات
شمارهٔ ۷۱ - شوق
بخدائی که رخت عزت او
نهج البلاغه : حکمت ها
ارزش انفاق
وَ قَالَ عليه‌السلام لاَ تَسْتَحِ مِنْ إِعْطَاءِ اَلْقَلِيلِ فَإِنَّ اَلْحِرْمَانَ أَقَلُّ مِنْهُ
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۴۰ - نور او در دیدهٔ بینا خوشی دیدیم ما
نور او در دیدهٔ بینا خوشی دیدیم ما
فضولی : غزلیات
شماره ۲۵۴ - منم که بی تو گرفتار صد بلا شده ام
منم که بی تو گرفتار صد بلا شده ام
نهج البلاغه : نامه ها
نامه به مردم مصر هنگام فرستادن مالک اشتر به آنجا
و من كتاب له عليه‌السلام إلى أهل مصر لما ولى عليهم الأشتر
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۷۹۳ - عشق خضر است و من گمشده اندر ظلماتم
عشق خضر است و من گمشده اندر ظلماتم
پروین اعتصامی : مثنویات، تمثیلات و مقطعات
قطعه
ای گل، تو ز جمعیت گلزار، چه دیدی
جامی : سبحة‌الابرار
بخش ۱۵ - حکایت صبر عیار
شحنه‌ای گفت که عیاری را