نظامی گنجوی : لیلی و مجنون
بخش ۲۷ - بردن پیرزن مجنون را در خرگاه لیلی
چون نور چراغ آسمان گرد
ملک‌الشعرای بهار : ارمغان بهار
فقرۀ ۶۹
بیم و بادافراه دوزخ را به نگرش کن (‌در نظر بگیر).
مولوی : غزلیات
غزل ۱۹۶۷ - ای تو را گردن زده آن تسخرت بر گردنان
ای تو را گردن زده آن تسخرت بر گردنان
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۲۴۷ - مجلس معطرست و به آن وقت ما خوش است
مجلس معطرست و به آن وقت ما خوش است
ملک‌الشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۱۲۰ - خدمت استاد
هرکه خواهدکه ادیبی کند از روی کتاب
ترانه های کودکانه : بخش اول
پنجشنبه
پنجشنبه پینه‌دوزه کفشامو زود میدوزه
امام سجاد علیه‌السلام : رساله حقوق
حق کسی که کار خوبی برای تو نموده است
وأما حق ذى المعروف عليك فأن تشكره و تذكر معروفه و تنشر له المقالة الحسنة وتخلص له الدعاء فيما بينك وبين الله سبحانه؛ فإنك إذا فعلت ذلك كنت شكرته سرا وعلانية ؛ ثم إن أمكن مكافأته بالفعل كافأته وإلا كنت مرصدا له موطنا نفسك عليها
حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۶۸ - دوش می دیدم که بودی در کنارم آفتاب
دوش می دیدم که بودی در کنارم آفتاب
ملک‌الشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
در صفت شیّادان لفّاظ که با دانستن چند اصطلاح خود را عالم نامیده و درمجالس سخن می گویند
بود مردی ز هر هنر عاری
سعدی : رباعیات
رباعی ۵۶ - در چشم من آمد آن سهی سرو بلند
در چشم من آمد آن سهی سرو بلند
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۹۸۴ - با مسکنت و عجز و ضعیفی وفقیری
با مسکنت و عجز و ضعیفی وفقیری
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۵۲۹ - چشمی‌که ندارد نظری حلقهٔ دام است
چشمی‌که ندارد نظری حلقهٔ دام است
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۶۷۹ - هر شب منم فتاده به گرد سرای تو
هر شب منم فتاده به گرد سرای تو
نهج البلاغه : نامه ها
به لشکریان در مورد آموزش آرایش جنگی
و من وصية له عليه‌السلام وصى بها جيشا بعثه إلى العدو فَإِذَا نَزَلْتُمْ بِعَدُوٍّ أَوْ نَزَلَ بِكُمْ فَلْيَكُنْ مُعَسْكَرُكُمْ فِي قُبُلِ اَلْأَشْرَافِ أَوْ سِفَاحِ اَلْجِبَالِ أَوْ أَثْنَاءِ اَلْأَنْهَارِ كَيْمَا يَكُونَ لَكُمْ رِدْءاً وَ دُونَكُمْ مَرَدّاً
مولوی : غزلیات
غزل ۷۲ - به خانه خانه می‌آرد، چو بیذق شاه جان ما را
به خانه خانه می‌آرد، چو بیذق شاه جان ما را
فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۵۷ - هر گه که آن خسرو زرین کمر از جا برخاست
هر گه که آن خسرو زرین کمر از جا برخاست
جامی : سلامان و ابسال
بخش ۲۳ - در مذمت فرزند ناخلف
اینکه گفتم حال فرزند نکوست
جامی : سلامان و ابسال
بخش ۱ - آغاز
ای به یادت تازه جان عاشقان
زرتشت : ویسپرد
کرده ششم
زوت و راسپی : با آموزش زوت و با درود و رامش و زورها ی ویثوش و سخنان درسته گفته ، امشا سپندان نیک را به نام های زیبایشان همی خوانم. امشا سپنان نیک را به نام های نیک اَشه همی ستایم ؛ به دین نیک اَشون؛ به دین نیک مزدا پرستی . مزدا اهوره کسانی را که در پرتو اَشه بهترین پرستشها را بجای می آورند ف می شناسد . من نیز چنین کسای را که بوده اند و هستند، به نام می ستایم با درود بدانان نزدیک می شوم . شهریاری مینوی نیک تو - شایان ترین بخشش آرمانی در پرتو اَشه - از آن کسی شود که با شور دل ، بهترین کردارها را بجای آورد . بشود که در این جا ستایش اهوره مزدا را - تواناترین اَشونی که او را می پرستیم - فرمانبرداری باشد، در آغاز همچنان که در انجام . ایدون بشود که در این جا ستایش اهوره مزدا را - تواا ترین اَشونی که او را می پرستیم - فرمانبرداری باشد .
مولوی : غزلیات
غزل ۲۸۶۱ - چند روز است که شطرنج عجب می‌بازی
چند روز است که شطرنج عجب می‌بازی