افسر کرمانی : غزلیات
شماره ۱۸۹ - صبا، به جانان اگر توانی،
صبا، به جانان اگر توانی، یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۱۱۶ - تا کی گوئی قطره فروهل یم جو
تا کی گوئی قطره فروهل یم جو اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۶۰۱ - در خانه اگر نکو سرشتی داری
در خانه اگر نکو سرشتی داری سعیدا : غزلیات
شماره ۱۵ - در فصل غیر یافته ام من وصال را
در فصل غیر یافته ام من وصال را اهلی شیرازی : اشعار ترکیبی
ترکیب بند در مرثیه افضل الدین میرک گوید
آنان که ره بمنزل مقصود برده اند اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۳۶۷ - یکشب که در فراق جمال تو دلبرست
یکشب که در فراق جمال تو دلبرست غزالی : رکن سوم - رکن مهلکات
بخش ۳۲ - کفارت غیبت
بدان که کفارت غیبت بدان باشد که توبه کند و پشیمانی خورد تا از مظلمه حق تعالی بیرون آید. رسول (ص) می گوید، «هرکه را مظلمتی است اندر عرض یا اندر مال بحلّی باید خواست پیش از آن که روزی آید که نه عرض بود و نه مال و نه دنیا سودی دارد جز آن که حسنات وی به عوض آن همی دهند و اگر نبود سیئات وی بر وی نهند». عایشه رضی الله عنه زنی را گفت که دراز زبان است. رسول (ص) گفت، «غیبتی کردی از وی بحلّی خواه» اندر خبر است که هرکه کسی را غیبت کند باید که او را از خدای تعالی آمرزش خواهد و گروهی پنداشتند که از این خبر کفایت بود و بحلّی نباید خواست. این خطا باشد به دلیل دیگر چیزها، اما استغفار آنجا بود که وی زنده نبود. باید که استغفار کند از بهر وی. و بحلی آن باشد که به تواضع و به پشیمانی پیش شود و گوید که خطا کردم و دروغ گفتم عفو کن. اگر نکند بر وی ثنا کند و مراعات همی باید کرد تا در دل وی خوش شود و بحل کند. اگر نکند حق وی است، ولیکن این مراعات را از جمله حسنات نویسند و باشد که به عوض اندر قیامت فرا وی دهند، اما اولیتر آن بود که عفو کنند. و بعضی از سلف بوده اند که بحل نکرده اند و گفته اند که اندر دیوان ما هیچ حسنت به از این نیست، ولیکن درست آن است که عفو کردن حسنتی است فاضلتر از آن. اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۶۱۴ - تهیست کشتی می عمر از آن بغم گذرد
تهیست کشتی می عمر از آن بغم گذرد ابوالفضل بیهقی : باقیماندهٔ مجلد پنجم
بخش ۲۷ - ذکر بقیهٔ احوال امیر محمد
ذکر بقیّة احوال امیر محمّد رضی اللّه عنه بعد ما قبض علیه الی ان حوّل من قلعة کوهتیز إلی قلعة مندیش . سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۲۰۸ - به سوی بحر اگر سیلاب اشکم رهنمون افتد
به سوی بحر اگر سیلاب اشکم رهنمون افتد شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۴۳۵ - جانی که از تو نازد زیبا بود همیشه
جانی که از تو نازد زیبا بود همیشه اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۸۸۱ - گریه خواهد ریخت خون من تو خود آسوده باش
گریه خواهد ریخت خون من تو خود آسوده باش اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۴۳۴ - نامه شوق ترا تا بکبوتر ندهند
نامه شوق ترا تا بکبوتر ندهند یغمای جندقی : بخش دوم
شماره ۶۲ - فلان مذکور ساخت که سرکار خداوند به علت تقاعد از ابقای رسم عریضه نگاری و انشای سل
فلان مذکور ساخت که سرکار خداوند به علت تقاعد از ابقای رسم عریضه نگاری و انشای سلب عقیدت شعاری از این بنده تنگدل و گله مند است. سبحان الله مگر در حق منش خدای نخواسته تبدل حالی است و گمان ظهور کدورت و ملالی، احوالی که قابل نگارش مقالی آمد و استحضاری که پیشگاه شهود حضرت را از اخبار آن تدارک شماری شاید ندارم. اسباب مخارج از داخل وخارج موجود است و ابواب مداخل از خارج و داخل مسدود. آبای سبعه چون زن پدر نامهربانند، و امهات اربعه چون شوهر مادر سرگران. از این حال پریشان گفتن جز تلخی اوقات چه سود از شنفتن این سر بی سامان جز سد ابواب شادمانی چه خواهد گشود؟ سرایندهٔ فرامرزنامه : فرامرزنامه
بخش ۱۲۳ - سخن گفتن دایه با فرامرز در کار دختر
خردمند دایه چو آغاز کرد اهلی شیرازی : قطعات
شماره ۳۸ - گرچه بر ارباب دانش خرمن عالم جوی است
گرچه بر ارباب دانش خرمن عالم جوی است سعیدا : غزلیات
شماره ۲۳۶ - چه شور است این که دل از دست آن نامهربان دارد
چه شور است این که دل از دست آن نامهربان دارد امیر پازواری : دوبیتیها
شماره ۱ - سی وٰارْ بِهْ بِلِنْدیمِهْ، سی وٰارْ بِهْ کُوتٰا
سی وٰارْ بِهْ بِلِنْدیمِهْ، سی وٰارْ بِهْ کُوتٰا اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۹۴ - با درد خوش دلم چه درمان دارم؟
با درد خوش دلم چه درمان دارم؟ فصیحی هروی : غزلیات
شماره ۱۰۱ - اگر ز حسن تو یک ذره آشکاره کنند
اگر ز حسن تو یک ذره آشکاره کنند
شماره ۱۸۹ - صبا، به جانان اگر توانی،
صبا، به جانان اگر توانی، یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۱۱۶ - تا کی گوئی قطره فروهل یم جو
تا کی گوئی قطره فروهل یم جو اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۶۰۱ - در خانه اگر نکو سرشتی داری
در خانه اگر نکو سرشتی داری سعیدا : غزلیات
شماره ۱۵ - در فصل غیر یافته ام من وصال را
در فصل غیر یافته ام من وصال را اهلی شیرازی : اشعار ترکیبی
ترکیب بند در مرثیه افضل الدین میرک گوید
آنان که ره بمنزل مقصود برده اند اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۳۶۷ - یکشب که در فراق جمال تو دلبرست
یکشب که در فراق جمال تو دلبرست غزالی : رکن سوم - رکن مهلکات
بخش ۳۲ - کفارت غیبت
بدان که کفارت غیبت بدان باشد که توبه کند و پشیمانی خورد تا از مظلمه حق تعالی بیرون آید. رسول (ص) می گوید، «هرکه را مظلمتی است اندر عرض یا اندر مال بحلّی باید خواست پیش از آن که روزی آید که نه عرض بود و نه مال و نه دنیا سودی دارد جز آن که حسنات وی به عوض آن همی دهند و اگر نبود سیئات وی بر وی نهند». عایشه رضی الله عنه زنی را گفت که دراز زبان است. رسول (ص) گفت، «غیبتی کردی از وی بحلّی خواه» اندر خبر است که هرکه کسی را غیبت کند باید که او را از خدای تعالی آمرزش خواهد و گروهی پنداشتند که از این خبر کفایت بود و بحلّی نباید خواست. این خطا باشد به دلیل دیگر چیزها، اما استغفار آنجا بود که وی زنده نبود. باید که استغفار کند از بهر وی. و بحلی آن باشد که به تواضع و به پشیمانی پیش شود و گوید که خطا کردم و دروغ گفتم عفو کن. اگر نکند بر وی ثنا کند و مراعات همی باید کرد تا در دل وی خوش شود و بحل کند. اگر نکند حق وی است، ولیکن این مراعات را از جمله حسنات نویسند و باشد که به عوض اندر قیامت فرا وی دهند، اما اولیتر آن بود که عفو کنند. و بعضی از سلف بوده اند که بحل نکرده اند و گفته اند که اندر دیوان ما هیچ حسنت به از این نیست، ولیکن درست آن است که عفو کردن حسنتی است فاضلتر از آن. اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۶۱۴ - تهیست کشتی می عمر از آن بغم گذرد
تهیست کشتی می عمر از آن بغم گذرد ابوالفضل بیهقی : باقیماندهٔ مجلد پنجم
بخش ۲۷ - ذکر بقیهٔ احوال امیر محمد
ذکر بقیّة احوال امیر محمّد رضی اللّه عنه بعد ما قبض علیه الی ان حوّل من قلعة کوهتیز إلی قلعة مندیش . سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۲۰۸ - به سوی بحر اگر سیلاب اشکم رهنمون افتد
به سوی بحر اگر سیلاب اشکم رهنمون افتد شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۴۳۵ - جانی که از تو نازد زیبا بود همیشه
جانی که از تو نازد زیبا بود همیشه اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۸۸۱ - گریه خواهد ریخت خون من تو خود آسوده باش
گریه خواهد ریخت خون من تو خود آسوده باش اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۴۳۴ - نامه شوق ترا تا بکبوتر ندهند
نامه شوق ترا تا بکبوتر ندهند یغمای جندقی : بخش دوم
شماره ۶۲ - فلان مذکور ساخت که سرکار خداوند به علت تقاعد از ابقای رسم عریضه نگاری و انشای سل
فلان مذکور ساخت که سرکار خداوند به علت تقاعد از ابقای رسم عریضه نگاری و انشای سلب عقیدت شعاری از این بنده تنگدل و گله مند است. سبحان الله مگر در حق منش خدای نخواسته تبدل حالی است و گمان ظهور کدورت و ملالی، احوالی که قابل نگارش مقالی آمد و استحضاری که پیشگاه شهود حضرت را از اخبار آن تدارک شماری شاید ندارم. اسباب مخارج از داخل وخارج موجود است و ابواب مداخل از خارج و داخل مسدود. آبای سبعه چون زن پدر نامهربانند، و امهات اربعه چون شوهر مادر سرگران. از این حال پریشان گفتن جز تلخی اوقات چه سود از شنفتن این سر بی سامان جز سد ابواب شادمانی چه خواهد گشود؟ سرایندهٔ فرامرزنامه : فرامرزنامه
بخش ۱۲۳ - سخن گفتن دایه با فرامرز در کار دختر
خردمند دایه چو آغاز کرد اهلی شیرازی : قطعات
شماره ۳۸ - گرچه بر ارباب دانش خرمن عالم جوی است
گرچه بر ارباب دانش خرمن عالم جوی است سعیدا : غزلیات
شماره ۲۳۶ - چه شور است این که دل از دست آن نامهربان دارد
چه شور است این که دل از دست آن نامهربان دارد امیر پازواری : دوبیتیها
شماره ۱ - سی وٰارْ بِهْ بِلِنْدیمِهْ، سی وٰارْ بِهْ کُوتٰا
سی وٰارْ بِهْ بِلِنْدیمِهْ، سی وٰارْ بِهْ کُوتٰا اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۹۴ - با درد خوش دلم چه درمان دارم؟
با درد خوش دلم چه درمان دارم؟ فصیحی هروی : غزلیات
شماره ۱۰۱ - اگر ز حسن تو یک ذره آشکاره کنند
اگر ز حسن تو یک ذره آشکاره کنند