مولوی : غزلیات
غزل ۲۹۳۵ - گر چه به زیر دلقی شاهی و کیقبادی
گر چه به زیر دلقی شاهی و کیقبادی سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۳۹۱ - آن توانگر بمعالی که منش درویشم
آن توانگر بمعالی که منش درویشم ملکالشعرای بهار : چهارپارهها
بنای یادگار
در دهر بزرگ یادگاری صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۵۳ - مرا ز کوی خرابات، پای رفتن نیست
مرا ز کوی خرابات، پای رفتن نیست سعدی : غزلیات
غزل ۶۲۳ - دیدار مینمایی و پرهیز میکنی
دیدار مینمایی و پرهیز میکنی محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۴۹۸ - به دوستی خودم میکشی که رای من است این
به دوستی خودم میکشی که رای من است این نظامی گنجوی : شرف نامه
بخش ۵۸ - نشاط کردن اسکندر با کنیزک چینی
بیا ساقی آن آب آتش خیال صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۶۵۲ - ای کارساز خلق به فریاد من برس
ای کارساز خلق به فریاد من برس حافظ : غزلیات
غزل ۲۲۸ - گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود
گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شماره ۴۸ - در بادیهای که پا ز سر باید کرد
در بادیهای که پا ز سر باید کرد انوری : مقطعات
شمارهٔ ۴۶۸ - در تقاضا
خداوندا حریفان آمدستند سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۲۵ - پیغام روی تو چو ببردند ماه را
پیغام روی تو چو ببردند ماه را صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۰۴۹ - کجاست نیستی جاودان، که بیزارم
کجاست نیستی جاودان، که بیزارم شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۸۰۰ - مدام همدم جام شراب باشد رند
مدام همدم جام شراب باشد رند حافظ : غزلیات
غزل ۱۹۱ - آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند
آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۷۹۲ - آن عید نیکوان بدر آمد بعیدگاه
آن عید نیکوان بدر آمد بعیدگاه نصرالله منشی : باب الملک والطائر فنزة
بخش ۳ - ملک گفت: از جانبین ابتدا و جوانی رفت فاکنون نه ما را بر تو کراهیت یمتوجهست ونه ترا از ما آزاری باقی، قول ما باور دار و بیهوده مفارقت جان گداز اختیار م
ملک گفت: از جانبین ابتدا و جوانی رفت فاکنون نه ما را بر تو کراهیت یمتوجهست ونه ترا از ما آزاری باقی، قول ما باور دار و بیهوده مفارقت جان گداز اختیار مکن. و بدان که من انتقام وتشفی را از معایب روزگار مردان شمرم و هرگز از روزگار خویش دران مبالغت روا نبینم. عطار نیشابوری : باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
شماره ۱۱ - شمع آمد وگفت: در دلم خون افتاد
شمع آمد وگفت: در دلم خون افتاد سیف فرغانی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۷۱ - چو بیند روی تو ای نازنین گل
چو بیند روی تو ای نازنین گل هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۴۰۱ - جان من در فرقت جانان برآید کاشکی!
جان من در فرقت جانان برآید کاشکی!
غزل ۲۹۳۵ - گر چه به زیر دلقی شاهی و کیقبادی
گر چه به زیر دلقی شاهی و کیقبادی سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۳۹۱ - آن توانگر بمعالی که منش درویشم
آن توانگر بمعالی که منش درویشم ملکالشعرای بهار : چهارپارهها
بنای یادگار
در دهر بزرگ یادگاری صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۵۳ - مرا ز کوی خرابات، پای رفتن نیست
مرا ز کوی خرابات، پای رفتن نیست سعدی : غزلیات
غزل ۶۲۳ - دیدار مینمایی و پرهیز میکنی
دیدار مینمایی و پرهیز میکنی محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۴۹۸ - به دوستی خودم میکشی که رای من است این
به دوستی خودم میکشی که رای من است این نظامی گنجوی : شرف نامه
بخش ۵۸ - نشاط کردن اسکندر با کنیزک چینی
بیا ساقی آن آب آتش خیال صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۶۵۲ - ای کارساز خلق به فریاد من برس
ای کارساز خلق به فریاد من برس حافظ : غزلیات
غزل ۲۲۸ - گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود
گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شماره ۴۸ - در بادیهای که پا ز سر باید کرد
در بادیهای که پا ز سر باید کرد انوری : مقطعات
شمارهٔ ۴۶۸ - در تقاضا
خداوندا حریفان آمدستند سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۲۵ - پیغام روی تو چو ببردند ماه را
پیغام روی تو چو ببردند ماه را صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۰۴۹ - کجاست نیستی جاودان، که بیزارم
کجاست نیستی جاودان، که بیزارم شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۸۰۰ - مدام همدم جام شراب باشد رند
مدام همدم جام شراب باشد رند حافظ : غزلیات
غزل ۱۹۱ - آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند
آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۷۹۲ - آن عید نیکوان بدر آمد بعیدگاه
آن عید نیکوان بدر آمد بعیدگاه نصرالله منشی : باب الملک والطائر فنزة
بخش ۳ - ملک گفت: از جانبین ابتدا و جوانی رفت فاکنون نه ما را بر تو کراهیت یمتوجهست ونه ترا از ما آزاری باقی، قول ما باور دار و بیهوده مفارقت جان گداز اختیار م
ملک گفت: از جانبین ابتدا و جوانی رفت فاکنون نه ما را بر تو کراهیت یمتوجهست ونه ترا از ما آزاری باقی، قول ما باور دار و بیهوده مفارقت جان گداز اختیار مکن. و بدان که من انتقام وتشفی را از معایب روزگار مردان شمرم و هرگز از روزگار خویش دران مبالغت روا نبینم. عطار نیشابوری : باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
شماره ۱۱ - شمع آمد وگفت: در دلم خون افتاد
شمع آمد وگفت: در دلم خون افتاد سیف فرغانی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۷۱ - چو بیند روی تو ای نازنین گل
چو بیند روی تو ای نازنین گل هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۴۰۱ - جان من در فرقت جانان برآید کاشکی!
جان من در فرقت جانان برآید کاشکی!