رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۴۲ - جامی جامی
نام آن جناب مولانا نورالدین عبدالرحمن. ولادتش در سبع و عشر و ثمان مأته. نسبتش به محمد شیبانی که از مجتهدین حنفی بوده می‌رسد. پدرش نظام الدین احمد و جدش شمس الدین محمد دشتی. چون اصل ایشان ازمحلهٔ دشت اصفهان بوده به این لقب ملقب بوده‌اند و خود مولانا جامی در بدو حال، دشتی تخلص می‌نمود. در هنگام اقامت در جام و هرات، تخلص خود را جامی قرار داده. در سبب این تخلص خود فرموده است:
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۷۵۲ - صفای روی ترا از نقاب می بینم
صفای روی ترا از نقاب می بینم
حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۶۶۸ - یک امشبی که درافتاده‌ای بیا خوش باش
یک امشبی که درافتاده‌ای بیا خوش باش
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۱۴۵ - چون بنشینند و مطربان بنشانند
چون بنشینند و مطربان بنشانند
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۰۴۲ - چنین‌کز گردش چشم تو می‌آید به جان انجم
چنین‌کز گردش چشم تو می‌آید به جان انجم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۵۵ - با رنگ رخ تو بر سمن خندد دل
با رنگ رخ تو بر سمن خندد دل
اوحدالدین کرمانی : الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات
شماره ۲۰ - ای نیک نمای بد مسلمان که منم
ای نیک نمای بد مسلمان که منم
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۱۱۵ - چون برق زود می گذرد آب و تاب خط
چون برق زود می گذرد آب و تاب خط
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۸۱۴ - یک نظر در چشم مست ما نگر
یک نظر در چشم مست ما نگر
حسین خوارزمی : غزلیات، قصاید و قطعات
شماره ۶۸ - جان فدای آنکه ما را بی مهابا میکشد
جان فدای آنکه ما را بی مهابا میکشد
شاه نعمت‌الله ولی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۶۳ - یوسف گل پیرهن سلطان ماست
یوسف گل پیرهن سلطان ماست
اسدی توسی : گرشاسپ‌نامه
آمدن دختر قیصر به دیدار گرشاسب
سوی باغ با دایه ناگه ز در
رضی‌الدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۶۵ - ما دیدن عیش تو مدام انگاریم
ما دیدن عیش تو مدام انگاریم
اوحدالدین کرمانی : الباب الثانی: فی الشرعیّات و ما یتعلق بها
شمارهٔ ۱۱۸ - الحج
گر عُجب زموقف دلت دور شود
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۶۳۸ - یک تار موگر از سر دنیا گذشته‌ای
یک تار موگر از سر دنیا گذشته‌ای
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۲۴ - هر که به بازار عشق آرد جنس وفا
هر که به بازار عشق آرد جنس وفا
سلیمی جرونی : شیرین و فرهاد
بخش ۷۶ - سؤال
دگر گفتش که عالم را و آدم
عطار نیشابوری : تذکرة الأولیاء
ذکر ذالنون مصری رحمة الله علیه
آن پیشوای اهل ملامت، آن شمع جمع قیامت، آن برهان مرتبت و تجرید، آن سلطان معرفت و توحید، آن حجةالفقر فخری - قطب وقت - ذوالنون مصری رحمة الله علیه، از ملوکان طریقت بود، و سالک راه بلا و ملامت بود. در اسرار و توحید نظر عظیم دقیق داشت، و روشی کامل و ریاضات و کرامات وافر. بیشتر اهل مصر او را زندیق خواندندی، باز بعضی در کار او متحیر بودندی. تازنده بود همه منکر او بودند و تا بمرد کس واقف نشد بر حال او، از بس که خود را پوشِیده نمود. و سبب توبه او آن بود که او را نشان دادند که به فلان جای زاهدی است. گفت: قصد زیارت او کردم. او را دیدم، خویشتن را از درختی آویخته و می‌گفت: ای تن! مساعدت کن با من به طاعت، و اگر نه همچنین بدارمت تا از گرسنگی بمیری.
جامی : دفتر اول
بخش ۱۶ - گفتار در ترغیب مسترشدان آگاه بر مداومت کلمه طیبه لااله الاالله که مفتاح گنج سعادت و مصباح کنج عبادت است
ای کشیده به کلک وهم و خیال
واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۴۳۴ - عاشقان را ره ندارد، در دل پر غم نشاط
عاشقان را ره ندارد، در دل پر غم نشاط