اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
اگر پندی ز درویشی پذیری
اگر پندی ز درویشی پذیری سعدی : باب چهارم در تواضع
حکایت - گدایی شنیدم که در تنگ جای
گدایی شنیدم که در تنگ جای ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٢٠١ - ایدوستان بکام دلم نیست روزگار
ایدوستان بکام دلم نیست روزگار امام سجاد علیهالسلام : صحیفه سجادیه
دعای ۴۸ ) دعا در روز عید قربان و جمعه
وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ يَوْمَ الْأَضْحَي وَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ زرتشت : وندیدا
فرگرد ششم
بخش یکم 1 زمینی که سگان یا مردمان بر آن مرده باشند ، تا کی باید کشت ناشده رها شود ؟ اهوره مزداپاسخ داد : ای زرتشت اشون ! زمینی که سگان یا مردمان بر آن مرده باشند ، باید تا یک سال کشت ناشده رها شود . ترانه های کودکانه : بخش اول
شب
شب، شب، شب واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۲۲۳ - بیاد طره اش، از آه خود دودی بسر دارم
بیاد طره اش، از آه خود دودی بسر دارم سعیدا : غزلیات
شماره ۳۴۱ - نه جانان کشته اش را از پی نظاره می آید
نه جانان کشته اش را از پی نظاره می آید ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٢١۵ - آمد مه صیام که بر آصف زمان
آمد مه صیام که بر آصف زمان امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۴۹۳ - نمیداند مه نامهربانم
نمیداند مه نامهربانم ایرج میرزا : قطعه ها
حق استاد
گفت استاد مبر درس از یاد ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شماره ۱۱۸ - روزگاریکه بهجران توأم میگذرد
روزگاریکه بهجران توأم میگذرد غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۱۹۱ - به مرگ من که پس از من به مرگ من یاد آر
به مرگ من که پس از من به مرگ من یاد آر رهی معیری : غزلها - جلد چهارم
جلوه نخستین
رخم چو لاله ز خوناب دیده رنگین است محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۵۷۷ - از باده عیشم بود مستانه به کف جامی
از باده عیشم بود مستانه به کف جامی اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۳۳۹ - به سر زلف سیه دوش گره برزده بود
به سر زلف سیه دوش گره برزده بود قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹۵ - در ستایش صدراعظم دام اجلاله فرماید
به راغ و باغ گذرکرد ابر فروردین شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۵۳۳ - مدام جام می او حیات می بخشد
مدام جام می او حیات می بخشد انوری : مقطعات
شماره ۲۶۰ - اگر انوری خواهد از روزگار
اگر انوری خواهد از روزگار نهج البلاغه : نامه ها
دستور العمل به مأموران جمع آورى زکات
و من وصية له عليهالسلام كان يكتبها لمن يستعمله على الصدقات قال الشريف و إنما ذكرنا هنا جملا ليعلم بها أنه عليهالسلام كان يقيم عماد الحق و يشرع أمثلة العدل في صغير الأمور و كبيرها و دقيقها و جليلها
اگر پندی ز درویشی پذیری
اگر پندی ز درویشی پذیری سعدی : باب چهارم در تواضع
حکایت - گدایی شنیدم که در تنگ جای
گدایی شنیدم که در تنگ جای ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٢٠١ - ایدوستان بکام دلم نیست روزگار
ایدوستان بکام دلم نیست روزگار امام سجاد علیهالسلام : صحیفه سجادیه
دعای ۴۸ ) دعا در روز عید قربان و جمعه
وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ يَوْمَ الْأَضْحَي وَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ زرتشت : وندیدا
فرگرد ششم
بخش یکم 1 زمینی که سگان یا مردمان بر آن مرده باشند ، تا کی باید کشت ناشده رها شود ؟ اهوره مزداپاسخ داد : ای زرتشت اشون ! زمینی که سگان یا مردمان بر آن مرده باشند ، باید تا یک سال کشت ناشده رها شود . ترانه های کودکانه : بخش اول
شب
شب، شب، شب واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۲۲۳ - بیاد طره اش، از آه خود دودی بسر دارم
بیاد طره اش، از آه خود دودی بسر دارم سعیدا : غزلیات
شماره ۳۴۱ - نه جانان کشته اش را از پی نظاره می آید
نه جانان کشته اش را از پی نظاره می آید ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٢١۵ - آمد مه صیام که بر آصف زمان
آمد مه صیام که بر آصف زمان امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۴۹۳ - نمیداند مه نامهربانم
نمیداند مه نامهربانم ایرج میرزا : قطعه ها
حق استاد
گفت استاد مبر درس از یاد ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شماره ۱۱۸ - روزگاریکه بهجران توأم میگذرد
روزگاریکه بهجران توأم میگذرد غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۱۹۱ - به مرگ من که پس از من به مرگ من یاد آر
به مرگ من که پس از من به مرگ من یاد آر رهی معیری : غزلها - جلد چهارم
جلوه نخستین
رخم چو لاله ز خوناب دیده رنگین است محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۵۷۷ - از باده عیشم بود مستانه به کف جامی
از باده عیشم بود مستانه به کف جامی اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۳۳۹ - به سر زلف سیه دوش گره برزده بود
به سر زلف سیه دوش گره برزده بود قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹۵ - در ستایش صدراعظم دام اجلاله فرماید
به راغ و باغ گذرکرد ابر فروردین شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۵۳۳ - مدام جام می او حیات می بخشد
مدام جام می او حیات می بخشد انوری : مقطعات
شماره ۲۶۰ - اگر انوری خواهد از روزگار
اگر انوری خواهد از روزگار نهج البلاغه : نامه ها
دستور العمل به مأموران جمع آورى زکات
و من وصية له عليهالسلام كان يكتبها لمن يستعمله على الصدقات قال الشريف و إنما ذكرنا هنا جملا ليعلم بها أنه عليهالسلام كان يقيم عماد الحق و يشرع أمثلة العدل في صغير الأمور و كبيرها و دقيقها و جليلها