ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۶۳
دل اگر رود ز حریم کوی تو ای صنم به کجارود؟
خواجه عبدالله انصاری : مناجات نامه
مناجات شمارهٔ ۲۴۹
الهی زبانم در سر ذکر شد و ذکر سر مذکور، دل در سر مهر شد و مهر در سر نور جان در سر عیان شد از بیان دور.
جهان ملک خاتون : غزلیات
شمارهٔ ۱۰۷۴
شبهاست کز خیال رخ تو نخفته ایم
یغمای جندقی : غزلیات
شمارهٔ ۷
گر دهم رخصت یک چشم زدن مژگان را
صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۳۰۴ - العبره
ز عبرت گویمت تعبیر باهر
ادیب الممالک : قصاید
شمارهٔ ۱۱۴
ای خزیده درین سرای کهن
بلند اقبال : غزلیات
شمارهٔ ۱۱۶
هر قطره خونی که ز چشم ترم افتد
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
گزیدهٔ غزل ۲۷۹
خبرم رسید امشب که نگار خواهی آمد
ملک‌الشعرای بهار : ارمغان بهار
فقرۀ ۱۳
زن و فرزند خویشتن جدا از فرهنگ بمهل‌، کت تیمار و بیش (‌رنج و غم‌) گران نرسد و پشیمان نشوی‌.
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شمارهٔ ۲۷۰
گردون چو غم زشت و نکومی نخورد
اسیر شهرستانی : غزلیات
شمارهٔ ۱۸
چه گویم با کسی راز دل دیوانه خود را
مهدی اخوان ثالث : آخر شاهنامه
سر کوه بلند
سر کوه بلند آمد سحر باد
همام تبریزی : رباعیات
شمارهٔ ۸
عشق تو که در دل آتش تیز افروخت
مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۰۸
برخیز که ساقی اندر آمد
فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۸۶
ای خوشتر از جان، آخر کجایی؟
عین‌القضات همدانی : لوایح
فصل ۵۷
عشق واسطه‌ایست میان عاشق و معشوق موجب پیوند می‌شود اما در سایۀ کرشمۀ معشوق نهانست گاه گاه از کمالی که در کار خود دارد از غمزۀ معشوق ناوکی بر کمان ابروی او نهد و بر هدف جان عاشق اندازد و این بمثل زخمی بود که هر دو کون سر آن نتواند بود:
ملک‌الشعرای بهار : ارمغان بهار
آیین زرتشت
چنین گفت در گات‌ها زردهشت
جهان ملک خاتون : غزلیات
شمارهٔ ۱۱۰۲
درد دل خویش با که گویم
صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۶۵۲
ز عقل و هوش به تنگ آمدم ایاغ کجاست؟
محمد بن منور : فصل سیم - در کرامات وی در حیات و وفات
حکایت شمارهٔ ۱
در کرامات وی کی بعضی در حال حیات برزفان مبارک او رفته است و بعد از وفات وی دیده‌اند